📪 پیام جدید
https://eitaa.com/hamvataan/3181
وااااای خدا، نمیدونم اصلا چی بگم واقعا
#دایگو
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/hamvataan/3186 واقعا با پارت امروز شکه شدم
احتمالا بعدش مجبور شده به قول خودش بره تو این کثافت کاری
#دایگو
📪 پیام جدید
شاید یادمان مجبور بود ولی من از گذشته اش...
کاش گذشته اش این نبود
#دایگو
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/hamvataan/3185
گزینه ۴ هستیم میخونیم ولی نمیفهمیم چخبره
من یکی که اینم، نوشته چاره سازی شاهین بیچاره ام کرد و نوشته بود این برا قبل افسریه اگه شاهین به یادمان یه کار خلاف داده تا آنجا بده و پول دربیاره که یادمان به عنوان مجرم ک نمیتونست پلیس بشه مگه هیچوقت لو نرفته بوده باشه که در این صورت بعد از کنار گذاشتن کار خلاف چرا بین این همه شغل پلیس رو انتخاب کرده؟
ممکنه پلیس شده باشه تا انتقامی چیزی بگیره؟ مثلا فهمیده باشه ورشکستگی پدرش طبیعی نبوده و تقصیر یک نفر دیگه بوده؟
بعد ینی بچه انقدر تنها بوده کلا با یه شاهینی دوست بوده؟
میبینی ذهنم پیچیده به هم
_چیزای خوبی فهمیدی.. ما هم مثل تو هنوز دقیق نمیدونیم
📪 پیام جدید
یعنی بخاطر کاری ه شاهین کرده مجبور شده بیاد افسری بخونه؟!
چرا نمیفهمم
_نه هنوز نمیدونیم چرا اومده افسری
📪 پیام جدید
یه پسر تنها که خرج خونه افتاده رو دوشش
چاره ای نداره جز اینکه بره پول قرض بگیره...
اما دوستش یه پیشنهاد بهش میده که از چاه بیاد بیرون...
اونم با اکراه قبول میکنه اما دریغ از اینکه نمیدونه چه عواقب بدی داره این کار
شاید کار خلاف هم باشه...
خلاصه این یادمان تنها و پر از غم وسط راه میمونه و مجبوره که ادامه بده و خلاصه همینجور بدبختی میکشه تا یه اتفاقی میوفته و وارد نیروی انتظامی میشه و زندگیش کلا از بعد آشنایی با محمد دگرگون میشه...
همین😙
_دگرگون...!؟