eitaa logo
ناشناس هموطن
109 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
7 ویدیو
0 فایل
لینک ناشناس💕 https://daigo.ir/secret/11217115919
مشاهده در ایتا
دانلود
📪 پیام جدید برای چییییی اسم سینا مهراد توی از یاد رفته باید شهاب باشه که من یاد هموطن بیوفتم آخههههه _دیدی؟🥲🤏
📪 پیام جدید سلام خوبی عزیزم نگران شودیم چرا رمان نمیذارید _ممنون از پیامتون، ان شاءالله از فردا پارت داریم
📪 پیام جدید نه ناشناسی، نه پارتی:/ هیچیِ هیچی..!؟ _ایشالا از فردا🥲🤏
📪 پیام جدید حالت خوبه؟ حالا پارت هیچی نگران خودت میشیم اینطوری ساکتی 😅 _در حال بهبودی‌ام🥲🤏😁
📪 پیام جدید سلام رمانتون پیچیده است یکمی یادمان اسم عجیبیه تاحالا نشنیده بودم دوست الهه چقدر بد بوده. الهه هم حتما مثل دوستش،چیتان پیتانی بوده _ممنون از پیامتون عزیزم، بخاطر پنهانکاری از پلیس..؟!
📪 پیام جدید چرا نیستی؟ _آمدممم
📪 پیام جدید کور شدی؟ _ 😐
📪 پیام جدید سلاااام هموطن جانمم حیف نشد این مدت رمان جدیدو شروع کنم ، ولی حتما شروعش می‌کنم چون میدونم مثل هموطن بی نظیر و فوق العاده است ، حالتون بهتره ان‌شاءالله؟ امیدوارم زودتر خوب بشین چون دنیای ادبیات فارسی به همچین قلم حرفه ای واقعا محتاجه:)))❤️⚘️ _سلام عزیزمم، ممنون ازت، بهترم خداروشکر❤🌸 نظر لطف شماااست🥺🦋🤏
📪 پیام جدید سلام عزیزدل خوبی سلامتی حال و احوالت به درجه ای رسیدم که میگم هموطن فقط باشه پارت هم نداد نداد _عزیزمم🥲🤏🌱 دلم براتون کلی تنگ بود🌸
📪 پیام جدید پیش دوست دختره که کشته بودنش _دقیقا🤝
📪 پیام جدید من که در نبودت نشستم پای هموطن .. اینبار از چند دفعه قبلی ، عمیق تر خوندم و با هر کلمه گریه کردم!! .. نمیدونم چرا .. ولی هموطن هیچ وقت تکراری نمیشه برای من:)) دمت گرم واقعا _نوش نگاهتون.. 🥲🌱🦋
📪 پیام جدید خوش برگشتی نویسنده جان! منظورم از الهام یه چیزی مثل این بود؛ اول باید بگم موضوع اصلی رمان من گاندویی نیس و بیشتر حول محور سختی های زندگی شخصی دانشمندان هسته ای و مأمورین امنیتی میچرخه.! حالا شما تصور کن در یکی از فصل ها رمان وارد فازی میشه که هردوی اینها باهم ترکیب میشه و اگه تا قبل این موازی بوده اینبار باهم به چالش کشیده میشن.در مورد الهام هم بگم مثلا یک بخشی از داستان من یه باگی که داشت همین بود که یکی از مأمورین بعد یک غیبت طولانی برمیگشت به داستان ولی خب نمیشد همین طور یهویی بدون سوال و حواب برگرده سر کارش که!؟ایده ای که من گرفتم همون درست کردن یه پاپوش بود ولی در یک غالب دیگه مثل جاسوسی برنامه ریزی شده که خب در انتها اینبار نه محمد داستان بلکه یه نفر مثل آقای عبدی‌کمک کنه _خب این داستان خودته عزیزم.. خلاقیت خودته و اینطور که گفتی کپی یا الهامی شبیه کپی از هموطن یا داستان‌های من نیست.. این ایده‌ی جاسوسی میتونه برای خیلی داستان‌ها پیش بیاد، اما بسته به اینکه نویسنده با روش منحصر به فرد خودش انجامش بده، نه کپی یا چیزی شبیه این.. امیدوارم بترکونی و حسابی موفق باشی😍👌🏻