📪 پیام جدید
https://eitaa.com/hamvatanunknown/3657 خب از این به بعد بهش فکر کن!! خیلی هم جدی فکر کن
_🥺❤️🤏🦋
📪 پیام جدید
ولی فکر کنم پای یکی دیگه هم درمیونه!! الهه اولش عاشق اون پسره بود ، این اخریا میگفت دیگه نه و میخواست تموم کنه رابطه رو ، از طرفی دوستش گفت عشقش برگشته!! .. حدسیاتم درسته نه؟!
_منم موافقم!
📪 پیام جدید
سلام عزیزم وقت بخیر
میشه بگی جریان چیه من چند مدتی نبودم
رمان جدید رو کی شروع کردی
جریانش چیه؟؟
_سلام عزیزم، یه مدتیه شروع شده، تا پارت ۲۷ رفتیم جلو.
داستان راجع به یه پلیسیه به اسم یادمان که تو ادارهی پلیس مشغوله اما درگیر یه گذشتهای شده که....
📪 پیام جدید
حس خوبی نسبت به این پیامه ندارم، فک میکنممربوط میشه به همون گذشته ی تاریک یادمان
_منم همینطور!
📪 پیام جدید
اینکه هیچی از کارای یادمان سر درنمیارم کلافم کرده☹️
_میفهمیم.. کم کم میفهمیم!
📪 پیام جدید
خوش برگشتی😍 دوباره برگردیم رو روال که داستان یادمان تازه داره شروع میشه..!!
_بلههه😎
📪 پیام جدید
سلام خوبی 💓
انشالله چشمات بهتر بشه ✨
این رومانتم خیلی خوبه مثل همیشه عالی مینویسی❤
فقط میشه یکم بیشتر پارت بدی ؟ لطفا🙏🙏
_سلام عزیزم، ممنون ازت.
چشم سعیم رو میکنم🦋🌸
📪 پیام جدید
محمد آخر این بچه رو زهره ترک میکنه هی از پشت بیهوا صداش میزنه😂
_😁😁😁
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/hamvatanunknown/3511 کجاست؟ چرا من پیداش نمیکنم!🤧
_هشتگ قصهی بی نام رو بزن، پیدا میکنی..
📪 پیام جدید
خب خب ...رییس یادمان بود ...همونی که گفت فقط بهترین باش..چیکار کرده با این بچه که آنقدر میترسه ازش
_چیکار کرده.. :))