📪 پیام جدید
///من داشتم حال را قربانی گذشته و آینده میکردم. حالی که بهایش را، با گذشته و آیندهام پرداخته بودم.///
آخ
یادمان چه دردی میکشه 🥲🥺
_حالا که دوباره میخونید و یکم از ماجرا خبر دارید، تیکههایی که تو پارتها هست رو بهتر میفهمید.. :)))
📪 پیام جدید
سلام الان که از اول شروع کردیم ، توی ماجرا و متن داستان تغییر ایجاد شده؟؟
_فعلا تغییری نداشته، کلی ممکنه در حال پارت گذاری یه جزییاتی تغییر بکنه..
📪 پیام جدید
حالا که حدودی میدونم داستان از چه قراره بیشتر دلم برای یادمان میسوزه...💔
_آره.. اونایی که تا پارت ۳۹ خوندن، حالا بهتر حالتای یادمان رو درک میکنن!
اینکانال چیه کارش چیه چرا ۵۰روز فعالیت نداشته توش
_این کانال حقیقتا کانال رمان بوده یه زمانی🥲🤌
و ان شاءالله خواهد بود از این به بعد..
فاطمههههه سلامممم، چقدر دلم برات تنگ شده بود..
می خوای دوباره قصه ی بینام رو بزاری دیگه نه؟!
_سلااااممم، منم برای شما دلم تنگ شده بوددد
بله اگه خدا بخواد🥲
سلاممم وایییی اومدییییی؟ خداراشکررر کجا بودی دختررر دلمون برات یه ذره شده بود باید همین اول کار قول بدی پارت گذاری و شروع کنیاااا
_منم همینطوررررر
ایشالا انجامش میدیم🥲😍