eitaa logo
منبر سوزان
297 دنبال‌کننده
266 عکس
55 ویدیو
1 فایل
در تمام حیات خود مبتلا به پسرخالگی؛ اونجا که می‌گفت خب چیه عیده دیگه. ‌ صوبتی اگر بود، اگر هست، اگر خواهد بود : https://daigo.ir/secret/21083926538
مشاهده در ایتا
دانلود
آنها که خاک را به یک نظر کیمیا کنند آیا شود که تراز کنکور ما را سیزده‌هزار کنند؟
تمایل شیرازی‌ها به عدم تحرک و فعالیت رو می‌شه از فعالیت مسئولین حوزه امنیتی استان فارس فهمید. ببخشید می‌شه یه کاری کنید؟
تنها جایی که مایلم به مهمون‌ها احترام بیشتری بذارم و اختيار بیشتری بدم اونجاییه که مامانم می‌گه حنان پاشو بشقاب‌ها رو جمع کن و من اصرار دارم نهه شاید بازم میوه و شیرینی میل داشته باشن.
شما بخواید مهمون‌نوازی رو در حق مهمون‌تون تموم کنید چی‌کار می‌کنید؟ من گوشیشونو می‌گیرم به وای‌فای خونه وصل‌شون می‌کنم. البته بعد دعا می‌کنم که گوشیشون همین لحظه بسوزه.
اکانت‌های ایتا مدتیه از ‌‌"یا زهرا" ، "یا مهدی ادرکنی" ، "قاصم الجبارین" و... خارج شده و وارد کانال مهجور، حنیفا، مهجه و مجنون شده.
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نام اثر : یه لیوان آب برام بیار، مامان یه لحظه صبر کن.
فاصله‌م با درس‌خوندن اونقد شده که چند دقیقه پیش ذهنم درگیر یکی از فرایندهای زیست شد. گفتم برم زیست دوازدهمو ببینم. توی کتابخونه بین باقی کتابای مدرسه کلی گشتم و نبود. داشتم به مفقود شدنش و اینکه چجوری زیست نهایی رو پاس کردم فکر می‌کردم. که یادم اومد استثنا اینو فنر زده بودم باید بین کتاب‌های فنر شده دنبالش بگردم. پیداش که کردم و بازش کردم تازه یادم اومد این فرایند برای زیست یازدهم بود نه دوازدهم(:
منبر سوزان
یه روز همه‌ی تلاشمو می‌کنم و کلی تحقیق می‌کنم تا بدونم چرا وقتی با کمترین صدای ممکن مامانمو صدا می‌ک
یه روز همه‌ی تلاشمو می‌کنم و کلی تحقیق می‌کنم تا بدونم مشکل همه باباها با ماکارونی چیه؟
من اگه آنلاین‌شاپ بزنم:
فارسی واقعا جالبه! [مترادف مبرز: آبریز، توالت، دست شویی، مبال، مستراح | برازنده، برجسته، سرآمد، سرشناس، شاخص، فایق، فحل، ممتاز]
ما همیشه راضی به زحمتیم این شمایید که حاضر به انجام زحمت نیستید
این یه پست آموزشیه یه داستانی هست که می‌گه یه روزی پیامبر مهمون خونه یه بنده خدایی بوده. پیامبر و اصحاب همینطور که نشسته بودن توی ایوون یا حیاط، یه خانوم مرغه بدو بدو می‌ره روی پشت‌بوم می‌شینه و تخم می‌ذاره. حضار داشتن مرغو نگاه می‌کردن که تخم‌مرغ از بالای پشت‌بوم قل می‌خوره و میاد می‌افته روی یه لبه باریک از دیوار پایین‌تر و همونجا متوقف می‌شه. انگار که قانون جاذبه و حرکت اجسام در مسیر شیب‌دار رو نفی کرده باشه همون‌جا روی لبه دیوار می‌مونه. پیامبر تعجب می‌کنه از این اتفاق و صاحب‌خونه می‌گه توی خونه ما هیچی نمی‌شکنه. هیچ اتفاق بدی نمی‌افته و همه چی به خوشی می‌گذره. پیامبر تا اینو می‌شنوه پا میشه از مجلس لفت می‌ده و می‌گه جایی که هیچ مصیبتی وارد نشه من نمی‌مونم. مؤمن بدون مصیبت نمی‌مونه. -نکته آموزشی‌ش اینجاست که اگه یه وقتی لیوانی، بشقابی، گلدونی چیزی از دستای مبارک شما افتاد و شکست، علاوه بر اینکه ناناعت نمی‌شی برای مادر هم توضیح می‌دی و خلاصه اینجوری مسئله رو ماست‌مالی می‌کنی.