eitaa logo
منبر سوزان
297 دنبال‌کننده
266 عکس
55 ویدیو
1 فایل
در تمام حیات خود مبتلا به پسرخالگی؛ اونجا که می‌گفت خب چیه عیده دیگه. ‌ صوبتی اگر بود، اگر هست، اگر خواهد بود : https://daigo.ir/secret/21083926538
مشاهده در ایتا
دانلود
ما همیشه راضی به زحمتیم این شمایید که حاضر به انجام زحمت نیستید
این یه پست آموزشیه یه داستانی هست که می‌گه یه روزی پیامبر مهمون خونه یه بنده خدایی بوده. پیامبر و اصحاب همینطور که نشسته بودن توی ایوون یا حیاط، یه خانوم مرغه بدو بدو می‌ره روی پشت‌بوم می‌شینه و تخم می‌ذاره. حضار داشتن مرغو نگاه می‌کردن که تخم‌مرغ از بالای پشت‌بوم قل می‌خوره و میاد می‌افته روی یه لبه باریک از دیوار پایین‌تر و همونجا متوقف می‌شه. انگار که قانون جاذبه و حرکت اجسام در مسیر شیب‌دار رو نفی کرده باشه همون‌جا روی لبه دیوار می‌مونه. پیامبر تعجب می‌کنه از این اتفاق و صاحب‌خونه می‌گه توی خونه ما هیچی نمی‌شکنه. هیچ اتفاق بدی نمی‌افته و همه چی به خوشی می‌گذره. پیامبر تا اینو می‌شنوه پا میشه از مجلس لفت می‌ده و می‌گه جایی که هیچ مصیبتی وارد نشه من نمی‌مونم. مؤمن بدون مصیبت نمی‌مونه. -نکته آموزشی‌ش اینجاست که اگه یه وقتی لیوانی، بشقابی، گلدونی چیزی از دستای مبارک شما افتاد و شکست، علاوه بر اینکه ناناعت نمی‌شی برای مادر هم توضیح می‌دی و خلاصه اینجوری مسئله رو ماست‌مالی می‌کنی.
نمی‌دونم چرا اینقد ایمان‌ها تحلیل رفته و نسبت به حق الناس کم‌توجه شدن بعضیا. اومده برای کربلا رفتن حلالیت بگیره، می‌گه می‌خوام صدسال سیاه نبخشیم اصلا مهم نیست. حالا درسته من بهش گفتم برای حلال کردنش باید سه چهار میلیون بزنه به کارتم ولی بازم این اخلاق شایسته زائر حسینی نیست.
یادش بخیر اولین باری که داشتیم از ایران خارج و وارد خاک عراق می‌شدیم، وقتی توی صف گیت‌های دم مرز بودیم به جلویی گفتم الان باید به مأمورای اینجا پاس بدم که بتونیم رد شیم؟ گفت نه اینجا زمین فوتبال نیست عزيزم.
منبر سوزان
از شلوغي‌های این حوالی این باشه سهم شما
ببینید؛ من اونجا هم به یاد شما بودم. به صلاح‌تونه دعا کنید بتونم بازم برم که بازم به یادتون باشم. حالا دعا نکنی من نتونم برم اربعین، کی ضرر می‌کنه؟ قطعا من ولی دعا کنین توروخدا.
من دیگه پولامو خرج چیزای غیرضرور نمی‌کنم. فردا: عه جا کبریتی! برم بخرم.
دیدین اسم فاطیما جوریه که انگار بهش گفتن مذهبی باش، در کنارش امروزی بودن هم ادامه بده؟
منبر سوزان
من اگه آنلاین‌شاپ بزنم:
جوری که خرید اینترنتی می‌کنم:
من یه عمو دارم که مدیر مدرسه‌ست🦦 می‌گفت یه سال موضوع انشای بچه‌ها عسل بوده و قرار بوده یه چیزی بنویسن که یه صفحه بشه. انشای یکی از بچه‌هاشون این بوده: عسل شیرین است. عسل خیلی شیرین است. عسل خیلی خیلی شیرین است. بخدا عسل شیرین است. بخدا عسل خیلی شیرین است. بخدا عسل خیلی خیلی شیرین است. به محمد عسل شیرین است. به محمد عسل خیلی شیرین است. به محمد عسل خیلی خیلی شیرین است. به علی عسل شیرین است. به علی عسل خیلی شیرین است. به علی عسل خیلی خیلی شیرین است و همین سیر رو پیش برده تا رسیده به حضرت مهدی.
حالا شاید شما بهش بخندید ولی باید بگم که پدرش خیلی پولداره و الان خودشم یه مهندسه با درآمد خیلی خوب و میتونه من و شمارو خرید و فروش کنه. پس پول خوب است. پول خیلی خوب است. پول خیلی خیلی خوب است ...
از اینکه تعداد آدم‌هایی که قابلیت خرید و فروش ما رو دارن در حال ازدیادن نگرانم. البته بیشتر از این نگرانم که خودم قابلیت خرید و فروش شما رو ندارم.