حَنـــــــان .
و دلم ، آرزوی دیدار تو را دارد ؛
آن کس که تورا شناخت ، جان را چه کند ؟
حَنـــــــان .
- دورترین نزدیک .
دستم نمیرسد به بلندای چیدنت ،
باید بسنده کرد به رویای دیدنت :)
حَنـــــــان .
-
دیگر وطن را با ت بنویسید ، چون تنهای زیادی در آغوشش جان دادهاند . .