یخهای فلزی بیمصرف رو باید بزارم کنار ماچاهای بدمزه و وانمود کنم وای چه چیزای پرکاربرد و خوشمزهای، وای اصلا پولتو هدر ندادم بابا.
میگفت یه روز میفهمی هیچ کس واقعا نگاهت نمیکرد و تو میتونستی هرکار میخواستی انجام بدی-
ذوقتو کور نکن. از دستش میدی و معلوم نیست بتونی دوباره به دستش بیاری یا نه.
همون طور که بدن برای بقا نیاز به براورده شدنِ یه سری نیاز های اولیه داره روح و روانام نیاز به احساس امنیت درونی و فضایی که توش بتونه واقعا زنده بمونه داره.
تو باعث میشی از خودم متنفر باشم. پس یا باید از تو متنفر باشم یا از خودم.
خدایا ادمای بیمغز و کنار ادمای بامغز نزار لطفا. برای هر دوشون عذابه.