سبزه ها آنقدر بلند بودند که اگر میان سبزه زار می دوید مچ پاهایش زیر سبزیشان گم
می شد.
هر گاه که نسیم می وزید گل ها میانشان پناه می گرفتند..."
آسمان رفته رفته نقاب مهربانی اش را از روی صورتش بر می داشت و صورتش تیره و تیره تر می شد.
نمی دانست که انعکاس حرکاتش میان دریا باقی می ماند...."