عشق رو آوردیم کفِ ایتا خز کردیم، نمیدونم این همه حرف عشق میزنیم سر خودمون رو شیره مالیدیم، ذرهای بهش نه نزدیک شدیم نه حتی بوش رو گرفتیم.
عشق تو ایتا عشق کوچه بازاره، عشق دو روزهست که با یه دست تکون دادن بای بای میشه.
|حَ.نیفْ²|
دارم هوای صحبت یاران رفته را یاری کن ای اجل که به یاران رسانیام ؛
این شعر به حالِ الانِ ناصر ممدوح میخوره . .
[مادرم این چند روزه تو تئاتر شهر که اجرا داشتن دیدتش، باورش نمیشه اینقدر شکسته شده، همش میگه من اینو یکسال پیش دیده بودم]
تو این چند ماهه ارتباطم با شعر قطع شده بود ولی الان یه مصرعی همینطور از خودم تونستم بگم یا شاید نصفه جمله باشه :
از غمِ عشق پشتِ یاران خمیده است . . . .