شما هستید ،
اما نمیبینیمتان .. آنقدر غبار گرفته
چشمهایمان را که جز ندیدن چیزی
نصیبمان نمیشود .. شاید اشکها،
شستشو دهند این غبارهای مزاحم را ..
#ایرویایِجمیل ..
گریههای من، التیام میدهند
دردهایم را .. شاید دریایی شوند
اشکهایم، و من قایقی شوم
روی آن، تا به شما برسم ..
#ایرویایِجمیل
شما دیدید پروندهی اعمالم را،
ولی برایم دعا کردید .. شما
به جای من گریه کردید و من
شرمندهتر از قبل شدم .. چقدر
غافلم از شما .. ! و چقدر راحت
خودم را خرج دنیای بیشما میکنم .. !
من نمیخواهم با گناه،
مسیر حرفها و عملم دو راه
مقابل هم باشند .. میترسم
از زمانی که شوق گناه، بیشتر
از شوق رسیدن به شما باشد ..
ای وای .. 💔
بافندهی رجهای عشقتان در قلبم
میشوم و رجهای محبتتان را به
تاروپود دلم محکم گره میزنم. تا
مبادا با یک حرکت ساده، باز شود ..
#ایرویایِجمیل ..