حَنیفآ ؛
-یه پیام نوروزیه . +چرا گریه میکنی؟!
سید؛
شبقدر از خدا چی خواستی که این جوری عزیز و شهیدت کرد؟!
همونو برای ما هم بخواه..
هیچوقت اون شبی رو که یهو بهمون اطلاع دادن که خادمین میتونن دیدار خصوصی داشته باشن با شهدای گمنام رو فراموش نمیکنم
یادم نمیره اون لحظه رو ؛
دقیقا تو ماشین،بالا سر شهید بودمم
هرچی تونستم گریه کردم
بعد از دیدار بدرقهشون کردیم تا مردم وداعی داشته باشن با شهدا..
خدایا شکرت:))
#اندراحوالات
حَنیفآ ؛
هیچوقت اون شبی رو که یهو بهمون اطلاع دادن که خادمین میتونن دیدار خصوصی داشته باشن با شهدای گمنام رو
شب و روزایی که رزق و برکتسالمونو میگرفتیم..
هدایت شده از 『 گـٌـ¹¹⁸ــࢪכآݩ 』
میگفت:اخمتومحیطۍڪہ
پرازنامحرمہ؛خیلۍهمخوبہ!(:
#شهید_مصطفی_صدرزاده
یتیمهای کوفه امشب :
+ شما عموی مرا ندیدهاید ؟
- نه عزیزم عمویت کیست ؟
+ نمیدانم ، هرشب میآمد و به ما سَر میزد . برایمان غذا میآورد و با من و خواهر و برادرهایم بازی میکرد .
- عمویت دیگر نمیآید .
+ نه ، او حتما میآید . خیلی مهربان است . میخواهم خبرِ خوبی به او بدهم .
- چه خبری ؟
+ خبر مرگِ علی را . میدانن خوشحال میشود . شبها که میآمد ، من و مادرم علی را نفرین میکردیم . او هم همراهی میکرد .
- او هم علی را نفرین میکرد ؟!
+ آری ، میگفت : خدایا مرگِ علی را برسان :)