حَنیفآ ؛
+++
ش. محمد تقی سالخورده بارها و بارها در سیستان و بلوچستان با عبدالمالک ریـگی سرکرده گروهک تروریسـتی درگیر شده بود. وقتی از این ماموریتها بر میگشت آسیب هم میدید.
یک بار روی پیشانیاش خراشهای عمیقی ایجاد شده بود،
وقتی از او میپرسیدند چه شده با شوخی و خنده میگفت
با ریگی درگیر شدم و او به صورتم چنگ انداخته است.
همه این رشادتها تنها گاهی در چند ثانیه آن هم در قالب شوخی مطرح میشد.
#آقامحمدتقی
حَنیفآ ؛
به مناسبت سالگرد شهادت شهید ؛
در نشر آثار او سهیم باشیم:)
#آقامحمدتقی_سالخورده
تو همه نبودنا شما بودین ..
وقتی کم آوردم،دلگیر بودم از همه دنیا نگاه شما آرومم کرد ..
از اون اولین آشنایی من باشما،اولین باری که توفیق حضور درمنزلتون و داشتم،اولین باری که اومدم سر مزارتون همه این اولین بار ها جز بهترین لحظات عمرم محسوب شد ..
اون روز که فهمیدم شهید عدنان رفیق شهیدش شما بودی علاقم به دوتان چندین برابرشد
نگاه به چهرتون شد آرامش قلبم
حرف زیاده و وقت کمه ..
اما ازت میخوام هوامونو داشته باشی ..
نگاهتو برنداری از زندگی پر تنش ما،پیش اباعبدالله دعامون کن
نزار دنیا مارو غرق خودش کنه !
میگن رفیق شهید شهیدت میکنه
مثل شما که عدنانو بغل کردی :)
سلام منو برسون به داداش عدنانم ..
مرگ مارو شهادت قراربده،مارو ببر پیش خودت داداش : )
_نهمین سالگرد !