حَنیفآ ؛
2روز تا سالروز ازدواج بانوی دوعالم و شاه نجف
شب سالگرد ازدواج مامان و بابا🌝
یادم نمیره اون روزو
تو حرم امام حسین نشسته بودم یهو گوشیم زنگ خورد
عموم بود ،سلام و احوال پرسی کرد
گفت کجایی منم بی مقدمه گفتم عراقم
یهو جا خورد گفت چی کجا عراق چیکار میکنی😂
خدا یه نگاه به علي کرد ، یه لبخند به خانوم حضرت زهرا و بعد گفت ؛
خب ، دیگه بهتر از این زوج نميتونستم خلق کنم! 💗
درسا رو جزئی میخونم کلی میاد
کلی میخونم جزئی میاد :/
اخر نفهمیدم چه جوری بخونمشون؛