حَنیفآ ؛
روحم بعد مرگم .. آواره توست
بعدصدسالاگرازسرقبرمگذری
پارهسازمکفنوزندگیازسرگیرم : )
هربار که کتابی را برمیداشتم،
برایم مثل فرار بود؛
برای یکی دو ساعت، بهجای
دنیای کسلکنندهٔ خودم،
بخشی از دنیای کتاب میشدم . .
بابا من چهجوری ثابت کنم پولدار نیستم
دقیقا کجای من به پولداری میخوره ؟!
خونمون پولداریِ ؟
وضع لباس پوشیدنم پولداریِ؟
غذا خوردنم پولداریِ؟
ماشینمون که مشخصِ پولداری نیست :/
حَنیفآ ؛
بابا من چهجوری ثابت کنم پولدار نیستم دقیقا کجای من به پولداری میخوره ؟! خونمون پولداریِ ؟ وضع لباس
دقیقا تکتک چیزایی که نام بردی 🙂
حَنیفآ ؛
میخوای خوشحالم کنی؟! کاری نداره که میتونی برام کتاب ِ همسفر تا بهشت رو بخری:)👀
میخوای خوشحالم کنی ؟!
کاری نداره که میتونی برام
بستنی نسکافه ای بخری :)*
برای خودم غمگینم
دلم برا خودم میسوزه
برای تک تک لحظاتی که
میتونستم بیشتر برات
نوکری کنم و نکردم..
حَنیفآ ؛
کاش بتونم احساساتمو در برابر فیلم کنترل کنم🤌🏻
انقدی که منبرای فیلم غصه خوردم و اشکی شدم خوده عوامل فیلم براشون مهم نبود 🥲