_ گفت از حالت بگو؛
گفتم:
دلیویران ، سریحیران
غمیپنهان ، تنیبیجان
اما امیدوار به خدای علی :)
من فقط ظاهرا قوى ام
ولى اگه بگی كربلا گریه ام ميگیره
اكه بگی باب القبله گریه ام ميگیره
اكه بگی بين الحرمين گریه ام ميگيره . .
حَنیفآ ؛
_
سلامبرتوكهقلبمجروحمابراىتومىتپد
واشكبههنگاميادتوجارىست :)!
کاش میشد رها کنم همهچیز رو ..
کاش میشد گوشه صحن نجف بشینم و بشینم و بشینم تا تابوتم رو ببرند وادی السلام..
کاش میشد از زیر این همه فشار و نفس تنگی، وقتی سر بلند کردم تو رو ببینم..
کاش یهجوری رقم میخورد که انقدر "کاش" نمیگفتم..
ز اعماق قرون از بین جمعیت تو را دیدیم
تو هم ای ناز مطلق از همان بالا ببین ما را