هدایت شده از خَضراء ؛
..
مثل هرشب امشبم بیخواب هستم تا سحر ،
خوش بخوابی ای دلیل تا سحر بیداریام ! :)
٫٫
به یه جایی تو زندگیم رسیدم که انگار قلبم و مغزم دارن لب دره باهم دعوا میکنن...
هر لحظه ممکنه یکی، یکی دیگه رو بندازه ته دره..
مغزم دوست داره قلبمو بندازه پایین تا روحم آروم بگیره..
قلبمم دوست داره مغزمو بندازه پایین تا از زندان ذهنم آزاد بشه...
اما من این وسط مثل بچهایم که داره دعوای مادر،پدرشو نگا میکنه و همزمان اشک میریزه..
حسم مثل همون بچس که نمیدونه باید طرف کیو بگیره..
از چی دفاع کنه؟..
از مغزی که حکم پدر روحشو داره و صلاحشو میخواد..
یا مادری که از عشق زیاد و حس خستگی داره داد و فریاد میکنه..
#احوالات
「- حَنـ ـین .」
- بهتنِسردمَناینگونهکهداغتونشست... شاهقاجارتو؛مشروطهیتبریزمنم(:
- بعدیکعمراگرحالمرامیپرسی...
خندهیزورکیازگلهلبریز،منم!((:
"یکجا به کنارِ تو، ارزد به جهان با غیر.."