شب که از نیمه گذر میکنه
میرم جلوی آینه ، توی تاریک روشن اتاق از کور سوی کمرنگ هالوژن کنار تخت،
دست میبرم پشت سرم و گره این ماسک کذایی و باز میکنم و از روی صورتم برش میدارم
ماسک عاریه ای لبخند
آروم از میخ کوفته شده به این دیوار چرک آویزش میکنم
مبادا همین لبخند مضحک و دروغین هم ترک برداره و بیشتر از پیش صورت صاحبِ مفلوک ش رو به نمایش بذاره
نمیخوام زیاد نگاهم توی آینه بیفته، رو برمیگردونم تا نگاه هم با دخترک زندانی شدهٔ توی آینه تلاقی نکنه
دخترکی که عجیب شبیه منِ اما پر از ترک های ریز و درشت
خودم رو روی تخت زوار درفته میندازم و فنر های فرتوت تخت رو به صدا در میارم
سرم رو رو بالش میزارم و طبق قرار نانوشتهٔ این دو سال شروع میکنم یه چرخیدن .
چرخیدن و چرخیدن و چرخیدن ...
میون تموم این ۲۰ سال زندگی بی ثمر
به دنبال خاطرات
و گاهی هم به دنبال زهر و زجر
خاطرات تو مثل جام زهرِ ،که با دستای خودم اونو سر میکشم
سر میکشم و میشینم به تماشا که چطور من و از پا در میاره
حرفای لحظه آخرت شده تیغ
یه تیغ کندِ زنگ زده و من هر شب با اون شریان های این تپنده احمق رو پاره پاره میکنم
تا شاید ...
تا شاید بفهمه عشق تو براش جز مرگ ارمغان دیگه ای نداره
اما حیف...
حیف که اون احمقِ
احمق ها کور و کَرَن
و قلب من انگار مادر زاد کر و کور و لال زاده شده ...
#پریشان_گویی
بعدتر ها از من،
تنها فسیل نیمه جانی را به یاد خواهی آورد
که سعی داشت با امتداد نگاهش
بهت حالی کند
بی تو بسر نمی شود...
- مازیار منتظری تهرانی
از استعداد هام بخوام بگم
تموم کردن ۵۰ گیگ نت در عرض دو هفته
تموم کردن یه سریال ۹۰ قسمتی در یک روز
اورثینک کردن آخر شب جوری که به خودم میام میبینم ۵:۲۷ دقیقه صبح
حفظ کردن چرت ترین آهنگ های دنیا
خوابیدن به سان یک مرده
خالی کردن کشو خوراکی ها در عرض یک ساعت
خوندن یه رمان ۷۰۰۰ صفحه تو ۵ ساعت :))
و...
اگه بخواید بازم از استعداد هام رونمایی میکنم واستون😂🚶🏻♀
هدایت شده از .
اگه ازم بپرسن نصیحتت چیه
میگم:
همه ی ادما ارزش وقت گذاشتن ندارن
ارزش زدن از خواب و زندگی ندارن
ارزش چت کردن ندارن
ارزش اینکه خودتو براشون کوچیک کنی ندارن
ارزش اینکه غرورتو بشکنی ندارن
ارزش اینکه *دوست* صداشون کنی ندارن
تو یک کلام :همه ادم نیستن
#از_من
⁴/⁴/هِزار و چِهارصدُ سِه
ساعَت:نوزدَه و سِه