روزه یک سو شد و عید آمد و دلها برخاست
می ز خمخانه به جوش آمد و می باید خواست
نوبه زهدفروشان گران جان بگذشت
وقت رندی و طرب کردن رندان پیداست
چه ملامت بود آن را که چنین باده خورد
این چه عیب است بدین بیخردی وین چه خطاست
باده نوشی که در او روی و ریایی نبود
بهتر از زهدفروشی که در او روی و ریاست
ما نه رندان ریاییم و حریفان نفاق
آن که او عالم سر است بدین حال گواست
فرض ایزد بگزاریم و به کس بد نکنیم
وان چه گویند روا نیست نگوییم رواست
چه شود گر من و تو چند قدح باده خوریم
باده از خون رزان است نه از خون شماست
این چه عیب است کز آن عیب خلل خواهد بود
ور بود نیز چه شد مردم بیعیب کجاست
#فال_حافظ
Haniyam
مُحَمَّد، وَآخِرَ تابِع لَهُ عَلى ذلِکَ، اَللّـهُمَّ الْعَنِ الْعِصابَةَ الَّتى جاهَدَتِ الْحُسَیْنَ
روز دوم
فراموش مون نشه🙂❤️🤝
یادتون باشه شما
جایی رو امضا نکردین که
همه آدم های دور و اطرافتون
از عقاید و سبک زندگی تون راضی باشن...!!
پ ن: زیاد حق بود
Haniyam
شب اول «اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ رَسُولِ اللهِ، اَلسَّلا
روز سوم
یادتون نره 🙂☕️🤝
التماس دعا
رفتید هیئت برای منم دعا کنید🥲
«دلم میخواست از این شهر کوچکی که از هر گوشهاش یک جفت چشم خیره نگاهم میکردند بروم.»
اردوگاه عذاب
هرتا مولر
آرزو کردم بعد از تو عاشق نشوم
آشنای من ...
من غریبم بی تو
با خیابان ها من رفیقم بی تو
بعد تو عمرا من دگر عاشق نشوم ...
هدایت شده از کلبهیسبزِپناهــ🌱
○کَمیطاقَتبیار!
مآدوبارِهدَستهایِمانرابِهطلوعآغِشتِه
خواهیمکَرد.مآدوبارِهدَرخآنهیِبَهار،
مادوبارِه
درکوچِهیآس،جانیتآزِهخواهیمگِرِفت:)🌱
میشه لبخند بزنی قشنگه؟