موقعیت: دختر خالت و دختر داییت دارن با لذت تو اینستا میچرخن و لذت میبرن
تو داری از استرس نتایج نهایی سکته میکنی ولی باید وانمود کنی حالت خوبه و باهاشون همراهی کنی
من و به حال من رها نکن
توکه برای من همه کسی
اگه هنوزم عاشق منی
چرا به داد من نمیرسی
من از تصور نبودنت
رو شونه ی تو گریه میکنم
منی که دل بریدم از همه
ببین برای تو چه میکنم
تمام عمر رد شدم ازت
ببین کجا شدم اسیر تو
به پشت سر نگاه نمیکنم
که بر نگردم از مسیر تو
به حد مرگ میپرستمت
ولی برای عشق تو کمه
خودت به من بگو بهشت تو
کجای این همه جهنمه...
photo by me 🥲🤝
پیرمرد به زحمت خودش رو رسوند به ضریح و به عربی گفت: شوف یحسین! آنه تعبان. تعبان. تعبان. واید تعبان، جای اگلک لو گضیت تجیلی
من خستهام، خستهام خیلی خستهام. اومدم بگم اگر کارم تمام شد تو بیای...
Haniyam
پیرمرد به زحمت خودش رو رسوند به ضریح و به عربی گفت: شوف یحسین! آنه تعبان. تعبان. تعبان. واید تعبان،
من هم همینطور پیرمرد
منم همینطور...
چجوری که روز ۷ م محرم باشه و تو نطلبی که بیام روضه های هیئتت ؟!
یعنی انقد بی لیاقتم:))