من و جام می و معشوق الباقی اضافات است
اگر هستی که بسم الله در تاخیر آفات است
مرا محتاج رحم این و آن کردی ملالی نیست
تو هم محتاج خواهی شد جهان دار مکافات است
ز من اقرار با اجبار میگیرند ، باور کن
شکایت های من از این دست اعترافات است
میان خضر و موسی چون فراق افتاد فهمیدم
که گاهی واقعیت با حقیقت در منافات است
اگر در اصل دین حُبّ است و حُبّ در اصل دین
بی شک به جز دلدادگی هر مذهبی، مشتی خرافات است
فاضل نظری
رفتم تو کتاب فروشی حرم
کتاب آبنبات لیمویی برداشتم با کلی عقب جلو کردن صفحه کتاب قیمت شو پیدا کردم
خوشحااال که به موجودی کارتم میخوره
رفتم حساب کردم بنده خدا فروشنده کارت کشید گفت خانم موجودی کافی نیست
منم با اعتمااااد به نفس میگم نه آقا ته این کارت پنجاه تومنه شما سی و پنج بکشید درسته دیگه ته کارت هم میمونه تازه
آقا هه یه نگاه به من کرد گفت شرمنده ولی این سیصد و پنجاه تومنه:))))
یکی بگی آخه کور خدا چرا عینک تو با خودت نمیبری بیرون 😭
خیلی سوسکی کتاب گذاشتم سر جاش و اومدم بیرون
پ ن: خدایی تو چه فازی بودم که فکر میکردم کتاب سی و پنج هنوز هم پیدا میشه
دفتر ۶۰ برگ الان ۳۰ تومنه ...🤦🏻♀
خدایا منو کیوی کن 🚶🏻♀