از میون این همه آدم فقط یه نفر امروز مرهم گذاشت رو درد هام
خواستم بگم خدا برای عزیزات نگهت داره فاطمه عزیزم🫂🫀
اونجا که تیغ های غم مثل پیچکی بدور جانم پیچیده بودند
و چشم هایم بعد از ساعت ها اشک ریختن خشک شده بودند
و رد پای سیل گون شان روی گونه هایم خشک شده بود
از شدت درد خندیدم :))
#پریشان_گویی
Haniyam
آبانی که با اشک شروع شد :))
خوشحالم که با اتفاقات دیروز سکته نکردم واقعا 🥲🚶🏻♀