امشب قلبم ترک برداشت
چون بهم گفت از حرف زدن باهات پشیمونم...
ذوقم جوری کور شد که دیگه فکر نکنم بتونم مثل قبل با هیجان حرفام بگم
هر وقت بخوام حرف بزنم
با خودم میگم حرفهای من که به درد نمیخوره پس سکوت میکنم...
نیاز دارم که اتفاقی بیفتد
و از من بپرسند:
« خب بگو ببینم چه احساسی داری؟»
و من در جواب بگویم:
« سر از پا نمیشناسم»
اگه ميوهاى كه ميخورى
از لحظه اى كه بذرش كاشته شد،
براى تو مقدر بوده،
پس چرا فكر مى كنى
چيزى كه سهم توئه، بهت نمى رسه؟