eitaa logo
حَنین
95 دنبال‌کننده
84 عکس
27 ویدیو
1 فایل
برداشت‌ها و کشفیاتِ شاعرانه‌ی من : @Mim_amin
مشاهده در ایتا
دانلود
اکنون که جهان وجهانیان مُرده­ اند،آیا وقت آن نرسیده است که مسیحای موعود سررسد و یُحْیِيَ الأَرْضَ بَعْدَ مَوتِهَا..؟
حَنین
اکنون که جهان وجهانیان مُرده­ اند،آیا وقت آن نرسیده است که مسیحای موعود سررسد و یُحْیِيَ الأَرْضَ بَ
دل مؤمن مجمع اضداد است. رحم و شدت را با هم دارد و رقت و صلابت را نیز با هم. زلزله ای که در شانه های ستبرشان افتاده غلیان آتش درون است؛ چشمه اشک نیز از کنار این آتش می جوشد که این همه داغ است!
صلاح در این است که آدمی شعور خویش را با نگفتن نشان دهد نه با گفتن. زیرا سکوت از هوشمندی است و گفتن از خودپسندی ..! 📚 در باب حکمت زندگی
( زندگی) وسط شلوغی های روزگار کاش یادم نرود زندگی کنم. دوست دارم کمی از عجله ام کم کنم. آرامتر صفحات زندگی ام را ورق بزنم. کجا میروم با این همه عجله؟ کاش بیشتر به چشمهای مادرم نگاه کنم، بیشتر دستهای پدرم را بگیرم، بیشتر با همسرم به پارک بروم، بیشتر با خواهر هایم بخندم، بیشتر با بچه هایم بچگی کنم، بیشتر با رفیقم دیوانگی کنم. کاش لحظه هایم کِش بیایند.... آنقدر که وقتی فیلم زندگیم را نشانم دادند بگویم: آخیشششش واقعاً زندگی کردم 🤍 ✍ معصومه امین رستمی
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
(مادری) مادربودن این شکلیه که یهو به خودت میای و میبینی داری میگی خدایا اگه بچم منو ناراحت کرده تو رو خدا ببخشش ، نکنه اینکه منو رنجونده توی آینده و آخرتش تاثیر بد بذاره ... ✍ معصومه امین رستمی
ای کاش دنیا را دری می‌بود شوق فرارم را پَری می‌بود جایی جهانِ بهتری می‌بود اینجا که جای آرمیدن نیست...
(خِشتِ خوشبخت!) برو به هزار و اندی سال پیش و فکر کن خانه ای باشد در مدینه، که در و دیوارش را حسین ابن علی ( که عالمی او را عاشق است) دوست دارد و این عشق بخاطر وجود بانویی در این خانه باشد به نام رباب و دخترش که بازتاب مادر است به نام سکینه. ابیات عاشقانه اربابمان را در وصف بانویش با دلت بشنو : لعَمرک انّنی لأحب داراً تحلّ بها سکینه و الرباب احبّهما و أبذل جلّ مالی و لیس للائمی فیها عتاب ( به جان تو سوگند! من خانه ای را دوست دارم که سکینه و رباب در آن باشند. آنها را دوست دارم و تمامی دارایی ام را به پای آنها می ریزم و هیچ کس نباید در این باره مرا عتاب کند.) خوش به حال در و دیوار خانه ای که شما ( حسین جان! ) بخاطر بانو رباب دوستشان داشتی.... اینجاست که آدمی بیخیالِ اشرفِ مخلوقات بودنش می‌شود و آرزو میکند کاش خِشتی گِلی بودم، خوشبخت و خوش سعادت، بر دیوار آن خانه.... .... حالا برگرد به امروز همین سال ۱۴۰۴ شمسیِ خودمان! حالا حق داری از تمام جملات عاشقانه دنیا بیزار شوی! همین! ✍ معصومه امین رستمی
(مادرانه طوری) ای خدای مهربان تر از من برای کودکم! و ای خدای نزدیکتر به من از خودم! کاری کن مانند دختر نوزادم که به محض از خواب بیدار شدن، دنبال من میگشت از خواب غفلت که بیدار شدم دنبالت بگردم، همان قدر بیقرار و نیازمند، همان قدر دلتنگ و مصرّانه. کاری کن مانند پسر نوجوانم، که بین همه زمین خوردن ها و آزمون و خطاهای مسیر باتجربه شدن، باز دلش قرص است به پدر و مادرش که همیشه او را می‌خواهند و دستش را می‌گیرند، من هم در تلاطم این دنیا دلم به تو و دستگیری ات قرص باشد. کاری کن تا مانند دختر کوچکم که در شلوغی خیابانها دستانم را محکم می‌گیرد تا گم نشود، من هم در جاده های پر ازدحام دنیا دستانم را از دستت بیرون نکشم و مشغول ویترین های رنگی و گول زنک نشوم. ای خدایی که دریایی از محبت در دل من نسبت به فرزندانم قرار دادی، و آن را جلوه ای از عشق بیکران خود به بندگانت خواندی، کمکم کن تا در عمق مادری برای این فرشته های کوچک تو را پیدا کنم و دستانت را محکم بگیرم. ✍معصومه امین رستمی