هر ثانیهی این روزها به وسعت سالهاست. هر یک ثانیه که ما در این جنگ دوام میآوریم، سالها سقوط امپراطوری شیاطین جلو میافتد.
هر چیزی که مقاومت مارا در این جنگ تقویت کند، و توان ما در شکست دشمن را افزایش دهد، کاری است به وسعت تاریخ، به عرض سالها مبارزه، جبران دهها سال ظلم و تجاوز...
+وحید یامینپور
این شبا
توی راهپیمایی های شبونه
خوب به صورت مردمی که باهاشون راه میری نگاه کن
به چشماشون لبخند بزن
به صداشون گوش کن
خیلیاشون لایق شهادتن
بعداً معلوم میشه:)
امشب بیست و پنجمین شبی بود که
با مشت های گره کرده فریاد زدیم
پرچم چرخاندیم
الله اکبر گفتیم
و چند ساعت بعد
در خانه هایمان
یکی یکی عکسهای رهبر شهیدمان را از توی صفحه موبایل هایمان ورق زدیم و دلتنگی هایمان را باریدیم...
#غروبِ_غیرتِ_ما_را_کسی_نخواهد_دید
گفت: «انسان،
دائم در خسارت است،
مگر عاشقِ صادقِ مبارزِ صابر.»
https://eitaa.com/haninketab
حالا که
پرچم ها را همراه جمعیت تکان دادی،
صدایت را قاطیِ فریاد های مردم بلند کردی و شعار دادی،
با صدای مداحی های حماسیِ بلندگوها خونِ غیرت توی رگ هایت جوشید،
به خانه که برگشتی
بنشین توی تاریکیِ اتاقت،
و با خودت فکر کن:
« اگر فقط تو،
یک نفره و بدونِ بقیه مردم شهر
این عقیده را داشتی
باز هم جرأت میکردی اینطور هر شب در صحنه حاضر شوی؟ به کف خیابان می آمدی تا یکه و تنها فریاد بزنی بر سر ظالمان؟»
عزیزم!
این سوال آزارت خواهد داد اما برایت لازم است.
https://eitaa.com/haninketab
حَنین
حالا که پرچم ها را همراه جمعیت تکان دادی، صدایت را قاطیِ فریاد های مردم بلند کردی و شعار دادی، با
مردی هزار و چهارصد و اندی سال پیش
همین کار را کرده بود!
یکه و تنها !
#عزیزم_حسین
https://eitaa.com/haninketab
رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَیْنا صَبْراً وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا وَ انْصُرْنا عَلَی الْقَوْمِ الْکافِرین.
اللَّهُمَّ انْصُرْ جُیُوشَ الْمُسْلِمِینَ وَ سَرَایَاهُمْ وَ مُرَابِطِیهِمْ فِی مَشَارِقِ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبِهَا إِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیر
از پشت بلندگو فریاد میزد:« هله بزوار ابوسجاد...» دلم لرزید. چشم چرخاندم.
استکان های چای عراقی را دیدم. ایستگاه صلواتیِ نسبتاً کوچکی بود، اما هر که نزدیکش میشد، لحظه ای می ایستاد و تماشایش میکرد. انگار توی دلش خاطرات پیاده روی های اربعین را دوره میکرد. بعضی ها حتی با صدای بلند گریه میکردند. تصور کنید! پرچم ایران به یک دست، عکس رهبر شهید در دست دیگر، دارد زار میزند برای کربلایی که همیشه برایش دلتنگ است. داشتم فکر میکردم که چرا جوانِ خادمِ این ایستگاه صلواتی از توی بلندگو ما را زوار امام حسین میخوانْد؟
چرا با دلمان بازی میکرد؟
ما کجا و کربلا کجا؟
یاد کلیپی افتادم که چند روز پیش برایم فرستاده بودند: «همسر شهیدی که خواب دیده بود اتوبوسی ایستاده و همه کسانی که در این تجمعات شرکت میکردند را رایگان به کربلا میبَرَد!»
جواب سوالم را گرفتم:
ما مردم این شب ها در خیابان، انگار زائر امام حسینی هستیم که یک عمر با روضه هایش قد کشیدیم و جان گرفتیم.
و این خیابان ها همان مشایه است.
راه همانست و مقصد یکیست.
زیارتتان قبول ملت امام حسین ❤️
#ما_ملت_امام_حسینیم
https://eitaa.com/haninketab
ما مردمایم. کهنهمردم. قدیمیمردم. امروز را نبین. مردم همیشه از دید اغلب حاکمان، عنصری خطرناک و غیرقابل اعتماد بودند. عاملی که اگر زیاده روز خوش ببیند، طاغی بر حکومت خواهد شد. ما مردمایم. ما هزارهزار مردم کرمانایم، کور شده بهدست آغامحمدخان. ما هزارهزار مردم سیستان، کشته شده به دست قشون نادرشاه. ما ایلات و عشایر لرستان و خوزستانایم بمباران شده بهدست رضاخان. کشته شده با گلولههای سربی ژاندارم محمدرضاشاه. ما قرنها رعیت بودیم. زیر سایه سلطان. غذای سگ و گربههای ساکن کاخ نیاوران از پاریس و لندن با هواپیمای اختصاصی میآمد و ما رعیت گیوهسوخته، باید که گرسنه میماندیم تا پررو نشویم. صابون و شامپوی معطر ساکنان اندرونی دربار، از کارخانههای سوئیس و استکهلم میآمد و ما جماعت وبا زده موهای دخترانمان را بزتراش میکردیم مباد که شپش بزند. ما شهروند درجه دو بودیم و حیوانات سفارتخانههای فرنگی ارجح به ما. تا چه رسد به اینکه حق رای و دخالت در امور مملکت را داشته باشیم. تا چه رسد به اعتراضی به تصمیمات سلاطین. رعیت را چه به این حرفها. حالا را نبین که شهید آیتالله خامنهای ما را عزیز داشت. ما را بزرگ کرد. پای رای ما ایستاد. از ما تشکرها کرد. گفت که اهل بصیرت باشید و مطالبه. حالا را نبین. آیتالله سیدمجتبی خامنهای بعد از انتصاب به رهبری، خطاب به ما میگوید که در فقدان رهبر، شما مردم کشور را رهبری کردید. میگوید ناشناس بین شما رفتهام که حرفهای واقعیتان را صریح و روشن بشنوم. بیپرده و رودربایستی. حالا ما همان بینوا رعیت دیروز، یکپای معادلات امنیت جهانیم. از خط به خط پیام رهبری تا کف خیابانها و صفحه رسانهجات. ما پای چنین رهبرانی، جان میگذاریم!
«مهدی مولایی»