قبل تر ها فکر میکردیم «بعثت» کلمه محترمی است که فقط برای پیامبر (ص) استفاده میشود. اگر هم در جای دیگر به کار رَود نشانه ای از تقدیس و بزرگی پشتش پنهان است. تا اینکه شما در کمتر از یک ماه قبل از پر کشیدن تان فرمودید: «چنانچه حادثهای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد...»
آن جا بود که ما بی خبران هاج و واج ماندیم که یعنی چه؟ قرار است مبعوث شویم؟ ما؟
حالا این شب ها صدایتان در گوشمان مدام تکرار میشود، دیگر جوابِ سوالاتمان را گرفته ایم!
ما مبعوث شدیم آقاجان!
ما دیگر آن آدمهای سابق نیستیم!
همه فکر و ذکرمان شده به بهترین وجه انجام دادنِ مأموریت حفاظت از خیابان ها،
بر زمین نماندنِ پرچمِ کشورِ امام عصر (ع)
و فراموش کردنِ همه دعوا های خواهر و برادریِ ریز و درشت!
ما مبعوث شدیم آقاجان!
ما یاد گرفتیم دَرد بکشیم و دَم نزنیم.
بغضمان را توی گلو نگه داریم و در پستوی خانه تخلیه اش کنیم.
یاد گرفتیم که باید چه تصویری از خود در ذهنِ عالَم باقی بگذاریم و چه تاثیری بر دلهای مظلومان جهان داشته باشیم!
ما مبعوث شدیم و قد کشیدیم پدرجان!
در حالیکه فکر نمیکردیم بدون شما حتی لحظه ای بتوانیم نفس بکشیم و یا حتی روی پا بایستیم!
شما درست میگفتید: خدا پیروزی را در دلهای ما رواج داد و دستهایمان را گرفت و برای یاریِ دینِ خویش مبعوثمان کرد!
حالا
در اربعینِ شما - که گفتنش هم به گلویمان چنگ می اندازد - ما دیگر از هیچ چیزی نمیترسیم، و به توصیه جنابِتان : الله اکبرمان را فراموش نخواهیم کرد!
امضا: ملّتِ همیشه دلتنگِ مبعوث شده شما
✍ معصومه امین رستمی
« هان! اين حرامزاده پسر حرامزاده !
مرا ميان دو چيز مخيّر كرده است:
ميان شمشير و تن دادن به خوارى.
و هيهات كه ما تن به ذلّت و خوارى دهيم.
خدا و رسول او و مؤمنان و دامنهاى پاك و مطهّر[ى كه ما در آن پرورش يافتهايم] و دلهاى غيرتمند و جانهاى بزرگمنش، اين را بر ما نمىپذيرند كه فرمانبرى از فرومايگان را بر مرگ شرافتمندانه ترجيح دهيم.
(امام حسین علیه السلام در روز عاشورا)
#کل_یومٍ_عاشورا
🌱🇮🇷
از هیچ ابر قدرتی نترسید و از هیچ تبلیغات داخلی و خارجی هیچ خوفی نداشته باشید. ما راه خودمان را میرویم و آن راه خداست.
خمینی کبیر
۱۴ خرداد ۱۳۵۹
موسای آنها چهل روز به کوه طور رفت امتش گوسالهپرست شدند!
موسای ما چهل روز است عروج کرده امتش مبعوث شدند!
(محسن اقبالدوست)
آدم یکبار که بیشتر عمر نمیکند
یکبار هم بیشتر نمیمیرد
خب، پس مرگ یک بار شیون هم یک بار !
جای آنکه بی حرف و بیصدا مثل خر زیر بار بترکیم
بگذار در حالی که داریم برای حق زندگیمان میجنگیم بمیریم ...!
پا برهنه ها
(زاهاریا استانکو)
میخواستم به خیلی جاها برسم! خیلی کارا بکنم، پیش خیلیا برم، بشینم، بلند شم...
یه جایگاهی رو برای خودم تصور کرده بودم که الان تقریباً به درصد زیادشون نرسیدم:)
تازه؛ پیش خودمون بمونه!
گاهی هم میشینم مرور میکنم و زمین و زمان رو مقصر جلوه میدم!
خب منم آدمم...درونم پر از نقطه تاریک و روشنه! حالا شاید تاریکا بیشترن!
ولی خدایی از درون خودم با خودم روراستم، بهونه هامو قبول نمیکنم:)
کم کاریامو میبینم!
سستی ها و تنبلی ها رو هم،
کج رفتنا و کج فهمی ها رو هم،
گاهی هم غبطه میخورم به خوبا!
به اونا که از اولشم میدونستن باید کدوم طرفی برن! اما اگه مسیرم این نبود شاید خیلی چیزا رو نمیفهمیدم، همین می ارزه به تا اینجای زندگی اومدن!
باید از خودم بپرسم اگه مثل فیلما بتونم از همین جا برگردم عقب چند درصد از کارایی که کردمو دیگه انجام نمیدادم؟....
حَنین
خب عزیزم منی که از بچگی عکستو توی خونمون دیدم و دلم قرص شد ،حالا چطوری اون کلمه شهیدِ قبل از اسمت ر
از کی تا حالا زندگی روی باید های ما چرخیده؟!
.
خدایا ممنونم که اینو یاد گرفتم حداقل!
دیروز تحلیلگر توی تلویزیون میگفت : «توی کل جنگ های جهانی هیچ رهبری رو نکشته بودن! اصلا رهبرکُشی سابقه نداشته....»
ادامه حرفش بماند ولی این کلمه خیلی میسوزونه قلبو .... رهبرکُشی!
چقدر مثل پیامبرکُشی میمونه!
#وَ_یَقتُلونَ_النَّبیینَ_بِغَیرِ_الحَقّ
مهم آن است که در مرگِ من چیزی باشد که جهان را انسانیتر کند. مرگی که جهان را انسانیتر میکند همان چیزی است که «کشتن» را از «جهاد» جدا میکند، همان فرق میانِ «قربانی» و «شهید».
غادةالسمّان
کابوسهای بیروت