🌱ترکش و باران🌱
کنار تمام قرص ها و داروهایی که میخورد روزی چند بار شربت شهادت می نوشید
روزی چند بار به ملائکه آسمان سلام می کرد
روزی چند بار امام رضا به دیدارش میآمد
آنقدر امام رضا به دیدارش آمده بود که خانهاش عطر حرم رضوی را می داد.
#جانبازشهید_حسین_دخانچی🌱
#حَرف
👇👇👇👇👇
[ @harf97 |
هدایت شده از حرف ناشناس
🌷تاحالا توی موکب خوابیدی؟
موکب، قیمه نجفی، پتوی نرم گلبافت، صدای زنگ موبایل ها، خورخور بغلی، کوله و چفیه زیر سر، صدای خرت خرت دمپایی ، گریه نیمه شب بچه ، سرفه های خشک ، شربت ابلیمو، چای تا کمر قند عراقی، موبایل های بدون نت و رهاااا از دنیاااا
و خوابی عمیق و شیرین روی خاک نجف به کربلا
.
🌱شما هم بگید...
❌لینک نشناس گذاشتم.....
👇👇👇👇👇
https://harfeto.timefriend.net/124989998
❌جواب هارو اینجا می زارم👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/1724710968C30b5d67efa
🌱ترکش و باران🌱
اشک می ریخت دست هایش را روی صورتش می کشید
آن وقت دست های مرطوب از اشکش را به بدنش می مالید
هیچ وقت ندیدم اشک هایش را با دستمال پاک کند
همیشه کارش همین بود
راستی بدنی که به اشک چشم های گریان برحسین(ع) آغشته داشته باشد نباید فرسوده شود
ما چقدر دور افتاده ایم که در روضه هایمان دستمال کاغذی پخش میکنند
#شهید_محمدرضا_شفیعی🌱
#حَرف
👇👇👇👇👇
[ @harf97 |
حرف
🌷تاحالا توی موکب خوابیدی؟ موکب، قیمه نجفی، پتوی نرم گلبافت، صدای زنگ موبایل ها، خورخور بغلی، کوله
شما هم بهمون بگید
هنوز لینک ناشناس فعال هست....
تاحالا تو موکب خوابیدین؟؟؟؟
من بَلَد ها رادوست دارم؛
آنهایی که دوست داشتن حالیشان میشود...
آنهایی که وقتی جانم صدایشان میکنی
جانشان را قربانت میکنند
آنهایی که مُدام حسشان را به تو یادآوری میکنند
و به جای فرستادن یک قلب قرمز
از حال دلشان برایت حرف میزنند ...
آنهایی که وسط کلافگی یک روز
با یک پیام حالت را دگرگون میکنند
آنهایی که هربار...هرچند کوچک
غافلگیرت میکنند
یا با یک گل...یا با یک محبت قشنگ
گاهی هم با یک #دوستت دارم
آنها که خندیدن را یادت میدهند
و باعث میشوند
خودت را بیشتر دوست داشته باشی
بَلدها دوست داشتنی ترند!
یکدیگر را بلد باشید...
#حَرف
👇👇👇👇👇
[ @harf97 |
کسے آمد محضر آیت الله #میلانی در مشهد.
در اطراف حرم #امام_رضا علیه السلام مغازه داشت.
عرض کرد:
مغازه دارم در اطراف حرم، در ایامے که شهر شلوغ است و زائر زیاد، قیمت اجناس را مقداری بالا میبرم و بیشتر از نرخ متعارف میفروشم.
حکم این کار من چیست؟
آیت الله میلانی فرمود: این کار “بیانصافی” ست.
مغازه دار خوشحال از این پاسخ و اینکه آقا نفرمود حرام است کفش هایش را زیر بغل گذاشت و دست بر سینه عقب عقب خارج میشد.
آقای میلانی با دست اشاره کرد به او که برگرد!
برگشت!
آقا دهانش را گذاشت کنار گوش مغازه دار و گفت:
داستان کربلا را شنیده اے؟
گفت:بله!
گفت میدانی سیدالشهدا علیه السلام تشنه بود و تقاضای آب کرد و عمر سعد آب را از او دریغ کرد؟
گفت:
بله آقا، شنیده ام.
آقای میلانی فرمود:
آن کار عمر سعد هم “بیانصافی” بود!
#حَرف
👇👇👇👇👇
[ @harf97 |