داستان یک مادر کربلا نرفته😔
یه پیرزن ۷۰ ساله با یه چادر رنگ و رو رفته توی یک کوچه خلوت نیروگاه(منطقه ای در قم) داشت یه پارچه به درب مسجد گره میزد و درب مسجد رو زیارت میکرد از احوالش جویا شدم غریبی نگاه و کلامش قلبم رو به درد آورد یه پیرزن ۷۰ ساله ترک زبان بود تنها در یک زیرزمین ۱۲ متری نمور توی محله نیروگاه زندگی می کرد تمام عمر کارگر خونههای مردم بود و از دست و پا افتاده بود، با اون زبان ترکی مدام به من میگفت کنیزتم و میخواست دستم رو ببوسه این کارش دلم رو به درد آورد.
شماره تلفنی نداشت امروز که براش مقداری مواد غذایی برده بودم وقتی درب رو باز کرد وارد خانه شدم خیلی تاریک بود بهش گفتم چرا چراغ روشن نمیکنی گفت نمیخوام پول برق زیاد بیاد!!
زیر زمین نمور و تاریک و سرد بود از بخاری ، پنکه، کولر و تلویزیون خبری نبود هیچ وقت کربلا نرفته بود شاید هم اصلا به ذهنش نرسیده بود بتونه یک روز زائر کربلا بشه اما به همت شما مخاطبین عزیز قم میخواهیم این مادر رو بفرستیم کربلا...
#حَرف
👇👇👇👇👇
[ @harf97 |
حرف
داستان یک مادر کربلا نرفته😔 یه پیرزن ۷۰ ساله با یه چادر رنگ و رو رفته توی یک کوچه خلوت نیروگاه(منطق
تصمیم گرفتیم که این مادر با کمک شما مخاطبین عزیز بفرستیم زیارت آقا امام حسین (ع)
هزینه ای که نیاز هست
مبلغ ۶.۰۰۰.۰۰۰تومان هست
که از این مبلغ ۱.۰۰۰.۰۰۰تومان بانی ش جور شده
فقط باید ۵میلیون جور بشه ....
⭕️اگه بچه های کانال نفری حداقل ۲۰ هزار تومان کمک کنند قطعا این مادر عزیز کربلایی خواهد شد