eitaa logo
حرف
919 دنبال‌کننده
625 عکس
170 ویدیو
2 فایل
پی یک خلوتم، یک سرزمين دور از اين اخبار ... ------------------------------- یِھ ڪانال ِ دِلے ... اونـ چیزایے کھ خُودَمـ دُوسـ دارم --------------------- کپی آزاد هست.... --------------
مشاهده در ایتا
دانلود
«أَلا بِذِكرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ القُلُوبُ» مهم نیست، چقدر اندوهت عمیقه زمانی که دلت به نور خدا روشن باشه قلبت دوباره لبخند میزنه ..🌱 مطمئن باش✨ 👇👇👇👇👇 [ @harf97 |
13.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این بار علی رضا برای مردم کف خیابون یه هدیه برد هدیه ای از طرف حضرت آقا 👇👇👇👇👇 [ @harf97 |
‌ دستاوردهایی که با سه دهه مذاکره، به دست نیامد، با سه هفته مقاومت دارد به دست می‌آید 👇👇👇👇👇 [ @harf97 |
کانال هایی می خوان تبادل و تبلیغات انجام بدن پی وی پیام بدن @masoudg3
همون کانالی که پلی لیست اکثر ماشین هاست ماشین خودمم هست 😎 👇👇👇👇👇👇 https://eitaa.com/panah_69
ما را به سخت جانی خود این گمان نبود..... 👇👇👇👇👇 [ @harf97 |
🖋نرگس صرافیان طوفان : خدایا ما را به غصه‌های معمولی‌مان برگردان، به قسط‌های عقب افتاده، امتحانات پایان ترم، ترافیک‌های طولانی، خیابان‌های شلوغ، دغدغه‌های زیاد، هدف‌های سخت، خستگی‌های مفرط... به همان روزها که همدیگر را قضاوت می‌کردیم و به قضاوت‌های هم توجهی نمی‌کردیم! به همان روزها که دنیا هنوز اینقدر آلوده نبود، که آلوده بود و حاد نبود، که آلوده بود و از آلودگی‌اش نمی‌مردیم. که دلواپس حالِ عزیزان‌مان بودیم، نه جان‌شان! ما را برگردان به روزهایی که سلامتی اینقدر گریزپا نبود، که می‌شد لابه‌لای همین مشکلات و دغدغه‌های ریز و درشت، با خیالی آسوده فنجانی برداشت، چایی ریخت، کنار پنجره‌ای ایستاد و در کمال اطمینان و آرامش، نفسی عمیق کشید. که می‌شد کسی را به آغوش کشید و آرام شد، می‌شد دستان کسی را گرفت و بدون هراس، تمام شهر را قدم زد و غصه‌ها و دردها را فراموش کرد. دلمان لک زده برای یک آغوش، یک لبخند، یک خیالِ تخت... دلمان لک زده برای یک زندگی آرام و معمولی... خدایا در آغوشمان بگیر که خسته‌ایم، خودت حال زمین را خوب کن...🌱 👇👇👇👇👇 [ @harf97 |
اوضاع اصلاً برای رژیم صهیونیستی خوب پیش نمی‌رود، آنها فکر میکردند حزب‌الله حداقل وارد چرخه ۵ ساله بازسازی شده و توان جنگ دیگر ندارد، اما حزب‌الله روز گذشته رکورد تاریخی ۶۱ عملیات در ۲۴ ساعت را ثبت کرد و هر روز نیز این اعداد بالاتر می‌رود. مهم تر از تعداد عملیات کیفیت و به کارگیری تجهیزات جدید است که زیرساخت های نظامی شمال رژیم صهیونیستی منهدم شده و تلفات سنگینی هم داده اند. آنجایی هم که لازم شود موشک های سنگین ایرانی کار را درآورده و کل یک پایگاه را با یک کلاهک شخم میزنند. بزن که خوب میزنی💪👌 👇👇👇👇👇 [ @harf97 |
امشب بازهم مردم حماسه آفریدند با اینکه در چند شهر (تهران و قم و...) باران رحمت الهی در حال بارش است، ولی مردم پای کار بودند و میدان را خالی نکردند... فقط خدا می‌داند این قدم‌ها چه تأثیراتی در عالَم دارد و پاداش و مزد آن هم فقط و فقط نزد خداست. خلاصه مثل همیشه گل کاشتید «اجرکم عندالله» 👇👇👇👇👇 [ @harf97 |
اگه کسب و کاری دارید می خواهید تبلیغات تو فضای ایتا داشته باشید حتما بهم پیام بدید یه سری کانال دسته بندی شده داریم با فالور های بالا و بازدهی عالی بهم پیام بدید @masoudg3
کانال پدرم براتون میزارم که خاطرات خودشون از زمان جنگ و حالا دارند مکتوب می کنند حوصله داشتید از اول بخونید یکیش براتون میزارم که بخونید
🌐محله خوبان ( ۶۲) 🌐این روزها , این شب ها 🔹در محله خوبان قسمت ۶۱ تا حوادث و تحولات سال ۵۸ نوشتم ، قرارم با مخاطب و‌ خوانندگان وزین این سطور این بوده و هست که ادامه دهم که می دهم . 🔹از صبح روز ۹ اسفند سال ۱۴۰۴ خبر هایی ضد و نقیض از شهادت رهبر شهید دریافت می کردم ، این خبرها حال و روزم را به هم ریخت ، تمرکز نداشتم , حالم را نمی فهمیدم ، زمان را گم کرده بودم ، گاهی در ۱۴ خرداد ۶۸ بودم ، گاهی خبر ها سازی های اینترنشنال لعنتی مرا به دروغ های بی بی سی دهه ۶۰ می برد ، و باز به خودم می آمدم که اگر این خبر حقیقت داشته باشد چه ؟ جوابم را خودم می دادم که هر آنچه که در ۱۵ خرداد ۶۸ اتفاق افتاد همان خواهد شد ، رحلت امام ره قابل تحمل بود ولی اینکه چه کسی بعد از امام در تقدیر انقلاب اسلامی نوشته شده را نمی دانستیم و نمی شناختیم ، ۹ اسفند مرغ سر کنده ای بودم که دائم ذهن و فکر و روحم خطی خطی می شد از تأیید ها و تکذیب ها ، گاهی امید وار و گاهی ناامید ، گاهی ثانیه ها سرعت چند برابری می گرفتند و گاهی سرعت زمان نفس گیر می شد ، بعد از افطار طعم آخرین خبر به تلخی خبر شب ۱۴ خرداد ۶۸ بود ، گوشه ای کز کردم ، دقایق را می شمردم تا شبکه خبر با اعلام رسمی خبر شهادت امام شهید ، راه نفسم را باز کند ، قدرت فریاد و ضجه زدنم را مضاعف کند ، خبری نمی شد ، اطرافیانم از حالم و و ضعیتم متوجه شده بودند که منتظرم ، بی قرارم ، سوال پیچم می کردند که : چرا اینجوری شدی ؟ کسی طوریش شده ؟ از آقا خبر داری ؟ تجربه و آموخته های شب ۱۴ خرداد۶۸ یادم آمد که باید مراقب زبانم‌ باشم ، دهن لقی نکنم ،، ولی رفتارم که دست خودم نبود خبر از سِر ضمیرم می داد ، آنها هم پا به پای من تا ساعت ۵ صبح نشستند و ذکر می گفتند ،،، تا اینکه گوینده شبکه خبر با بغضی در گلو و صدا اعلام کرد : انا لله و انا الیه راجعون روح بلند پیشوای ملت ایران حضرت امام خامنه ای با نوشیدن شهد گوارای شهادت در ماه مبارک رمضان به ملکوت اعلاء پیوست با دو دست بر سرم کوفتم ، ضجه زدم ، فریاد زدم ، دلم بیشتر بر مظلومیتش می سوخت نه بر شهادت و رفتنش ، یاد مظلومیت آقایم در دهه ۶۰ افتادم ، شهیدش کردند قبل از آنکه رئیس جمهور شود ،، مظلومیت های آقای ما حتی در دهه های ۷۰ ، ۸۰ و ۹۰ در اوج اقتدارش ادامه داشت ، خون دلها خورد آقای ما از بعضی خواص که اینجا مجال ذکرش نیست ، شاید بعدها در همین محله خوبان بنویسم 🔹 آفتاب ۱۰ اسفند که طلوع کرد هنوز زمینگیر بودم ، یادم آمد که همین چند روز قبل بود که امام شهید فرمود : «چنانچه حادثه‌ای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابله‌ی با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد.» ۱۴۰۴/۱۱/۱۲» 🔹یاد صورت نورانی و زیبایش افتادم در دیدار های حضوری و از نزدیک در نهاد ریاست جمهوری در ۱۹ دی ۱۳۶۰ ، حضورش در میان رزمندگان لشکر ۱۷ علی بن ابی طالب در پایان دفاع مقدس در مقر شهید زین الدین سال ۱۳۶۷ , در سفرش به قم در سال ۸۹ سر سفره نهار هم سفره اش بودم ، در سال ۱۴۰۱ در حسینه امام خمینی در دیدار اعضای ستاد کنگره شهدای قم با آقا ، 🔹 شبکه خبر تلاوت قرآن را پخش می کرد و من به سال ۱۳۶۸ رفته بودم که گلریز خواند : 🌺ببار از دیده، دامن دامن ای اشک که غم زد آتشم در خرمن ای اشک که بر این آتشم آبی فشانم چو خشکیدی تو در چشم من ای اشک دریغا ای دریغا ای دریغا خدایی ، سایه ای رفت از سرما 🌺به چه عشق تو را سودا کند دل که همتای تو را پیدا کند دل گلی با رنگ و بوی تو نبیند اگر صد چشم خود را وا کند دل دریغا ای دریغا ای دریغا خدایی سایه ای رفت از سر ما ✍ محسن بخشی نیا 👇 ادامه دارد 🕌کانال کشکول قم / عضویت 👇 https://eitaa.com/kashkool_qom