من افتادهام ته یک چاه پنج متری ؛
تو برایم یک طناب سه متری انداختهای ،
بگویم نیستی دروغ گفتهام
بگویم هستی کافی نیست !
به دریای گرفتارم که موجش عالمی دارد
به دریا رفته میداند
مصیبت رفته می داند مصیبت های دریا را
فراموش کردن ادمی کھ دوسش داری
مثل تزریق هوا تویِ رگ های پر از خون میمونه .
دردناک، کشنده و غیرقابل تحمل..