آه اگر باز به سویم آیی دیگراز کف ندهم آسانت
ترسم این شعله ی سوزنده ی عشق آخر آتش فکند بر جانت !
هدایت شده از - انـحطـاط -
شبِ دل کندنت میپرسم آیا بازمیگردی؟
جوابت هرچه باشد برسوالِ خویش میگریم.
- ای کــه گفتـی عشق را درمـان به هجران میکنند
کاش میگفتـــی که هجران را چه درمان میکند . .
سرِ شانه را شکستیم به بهانهی تطاول
که به حلقه حلقه زلفت نکند دراز دستی...
فروغیبسطامی.
به یاد ِتویی که عاشق این چند بیت بودی !
اما الآن پرواز کردی و دیگه تپش قلبت به گوش نمی رسد
توبه کردم که اگر بوسه دهی توبه کنم !
که دگر با تو از این گونه گناهان نکنم ..
بوسه دادی و چو برخاست لبت از لب من
توبه کردم که دگر توبه بیجا نکنم ...