دیگر آن خنده ی زیبا به لب مولا نیست
همه هستند ولی هیچ کسی زهرا نیست
قطره ی اشک علی تا به ته چاه رسید
چاه فهمید کسی همچو علی تنها نیست
ماهَمکلاممُنکرحِیدَرنمیشَویم
باقُنفُذومُغَیرهبَرادرنمیشویم
ماازاَلَستطایفهایسینهخستهایم
مابچههایمادَرپَهلوشکستهایم.
دردلدردیستازتوپنهانکهمپرس
تنگآمدهچنداندلمازجانکهمپرس
بااینهمهحالو
درچنینتنگدلی
جاکردهمحبتتوچندانکهمپرس..!
به جان میماند از پاکی لب دلبر که من دارم
به مه میماند از خوبی رخ جانان که من دارم.