‹حال بحران زدهام، معجزه میخواهد و بس؛
مثلا سرزده یک روز، بیایی ، نروی :)!🫀' ›
تمام شب تو را دیدم که همچون ماه میتابی
من از فکر تو بیدارم! تو با فکر که میخوابی؟
تورا با دیگری دیدم
زبانم بند و لکنت شد
چه ها کردی تو با این دل
که دیدارت حسادت شد..
تو را من دیده ام با او
بماند حال و احوالم
به هم می آمدید اما
تو سهم قلب بودی
من یقین دارم کسی ظرف دعا رو جابه جا کرده
تو را من آرزو کردم
کسی دیگر تو را دارد
میشود خوبترین قصهی دنیا با تو
گر که توفیق شود یک شب یلدا با تو😍😋
#فرامرز_عربعامری
دو قدمـ مانده که پاییز بہ یغما برود
این همہ رنگ ِقشنگ از کف ِدنیا برود
هرڪه معشوقہ برانگیخت گوارایش باد
دل ِتنھا بہچہ شوقی پی یلدا برود..؟