ای دل بگو به عقل که دشمن هم اینچنین
در خون مرا به حال خودم وا نمیگذاشت
ما داغدار بوسه ی وصلیم چون دو شمع
ای کاش عشق سر به سر ما نمیگذاشت
در قفسِ خیالِ تو تکیه زنم به انتظار
تا که تو بشکنی قفس پَر بکشم به سویِ ت