eitaa logo
حرف‌ِدل ؛
360 دنبال‌کننده
2هزار عکس
404 ویدیو
60 فایل
-دلتنگ که باشی قلمت سخن می گوید >>>>>> شروعمون ؟ ¹⁴⁰²/³/²²
مشاهده در ایتا
دانلود
تا تو مراد من دهی کشته مرا فراق تو تا تو به داد من رسی من به خدا رسیده‌ام!
باران بزند بر تن شهری که نباشی پاییزتر از این شب دلگیر مگر هست.؟!
ز اشتیاقِ تو مُردیم، رحم خوش‌ چیزی‌ست فراق حدّی و هجران نهایتی دارد...
خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست؟ طاقت داغ فراق این همه ایامم نیست؟
فریاد که گر جور فراق تو نویسم فریاد برآید ز دلِ هر که بخواند...
یک سینه پر از قصه‌ی‌ هجر است ولیکن از تنگ دلی طاقت گفتار ندارم..!
نه عُمر خِضر بماند نه مُلک اسکندر نزاع بر سر دنیای دون مکن درویش ...
گفتی از پا خارِ غم بیرون کن و آسوده شو خار چون در دل شکست، از پا چه سان آید برون؟
برخیز و بیا بُتا برای دل ما حل کن به جمال خویشتن مشکل ما یک کوزه شراب تا بهم نوش کنیم زان پیش که کوزه ها کنند از گِل ما
ای صبا با تو چه گفتند که خاموش شدی چه شرابی به تو دادند که مدهوش شدی تو که آتشکده عشق و محبت بودی چه بلا رفت که خاکستر خاموش شدی به چه دستی زدی آن ساز شبانگاهی را که خود از رقت آن بی‌خود و بی‌هوش شدی تو به صد نغمه زبان بودی و دل‌ها همه گوش چه شنفتی که زبان بستی و خود گوش شدی خلق را گر چه وفا نیست و لیکن گل من نه گمان دار که رفتی و فراموش شدی
تا ابد خاطر ما خونی و رنگین از توست توهم آمیخته با خون سیاوش شدی
ناز می‌کرد به پیراهن نازک تن تو نازنیا چه خبر شد که کفن پوش شدی