eitaa logo
حرف‌ِدل ؛
360 دنبال‌کننده
2هزار عکس
404 ویدیو
60 فایل
-دلتنگ که باشی قلمت سخن می گوید >>>>>> شروعمون ؟ ¹⁴⁰²/³/²²
مشاهده در ایتا
دانلود
[رفتہ بودم دکتر] دکتر ِدیوانہ مثل من شاعر بود گفت حالت خوب است؟! . . من از او پرسیدم: دکتری آیا تو؟ رنگ رخسارھ من حالت چھره چطور؟ برق چشمانم چی؟ همگی نرمال است؟! . . گفت [ حالت خو‌ش نیست! ] دل تو غمگین است . . نسخہ اما این است : صبح ها یك غزݪ ناب بخوان! ظھر ها قبل اذان یك دو بیتۍ کافۍ است. عصر ها سعدۍ و حافظ ڪہ بخوانۍ با دو فنجان چاۍ یا قھوھ تُرك قبݪ تاریکۍ روز رنگ رخسارھ عوض میگردد حالت چھرھ ولۍ دست تو نیست! عاشقۍ آیا تُ؟ دڪتر از من پرسید من نگاهݜ کردم و نمۍدانستم [پاسخ ِسخت ِسواݪ ِاو را!]
گفت: قبل از خواب باید بنویسۍ! هرشب و بہ موسیقۍ ایرانۍ اصل گوش جان بسپارۍ . [جان ِمریم] خوب است یا [بھار دلڪش] نغمہ اۍ را ك بہ دݪ بنشیند! برق چشمانت هم سادھ درمان بشود دوستان را تُ ببین گل بگو . . گل بشنو و بہ اندیشہ ء پنھان درونت هدیہ ڪن یك گل سرخ! و کمۍ دورتر از باغچہ ء خانہ خود تك درختۍ تُ بڪار و حواست باشد ك رهایش نکنۍ نگذارۍ ك بگیرد آفت! من کمۍ گیج شدم دڪتر اما خندید! بہ گمانم فھمید من ِدیوانہ چو او شاعرۍ در بہ درم ك اگر صبح شود یا نسیمۍ بوزد و دعایۍ نکنم یا ك خورشید سلامم بکند و جوابۍ ندهم بۍگمان مۍمیرم!
قربان سرِ کوی حبیبی که به بویی دیوانه‌ی خود کرده تمامِ عُقَلا را...
ترک ِ تو ممکن نخواهد شد مگر با مُردنم شاهدِ عینی ِ غم ؟ سیگارهای ِ بهمنم .
نفسم تنگ شده در قفس زندگی ام بال پرواز کجا و دل پر بسته ی ما
شاعر می‌گه که : بی تو یک لحظه مپندار که تنها شده‌ام نیستی گرچه ولی جای تو ، تنهایی هست .
چشمِ حافظ زیرِ بامِ قصرِ آن حوری سرشت ؛ شیوهٔ جَنّاتُ تَجری تَحتِهَا الاَنهار داشت .
شبتون به قشنگی صبح ارغوانی رنگ جهان :))
ای آنکه در قلبمی و کنارم نه ؛ تو پنهانی ‌ترین دلتنگی منی !
درد یعنی شعر گویم بهر دلتنگی تو تو ندانی و بخوانی بهر دلتنگی او
حق توحش خواهم از دریای چشمانت از بس نگاهت پاره پاره کرده قلبم را !