گر لبانت « مُهر » و دامانت بُوَد « جایِ نماز »
من رِکوردِ « جعفر طیّار » را خواهم شکست.
گر نباشد حیا و درک و شعور
آدمی طعنه میزند به ستور
جانِ انسان که تربیت نشود
آدمی گاو می شود به مرور...
باید خریدارم شوی تا من خریدارت شوم
وَز جان و دل یارم شوی تا عاشق زارَت شوم
من نیستم چون دیگران بازیچه ی بازیگران!
اول بدست آرَم تو را
وانگَه گرفتارت شوم:)
عدهای توی درس حل شده اند؛
عدهای درس خوان کچل شده اند .
همه درماندهاند از خواندن ..
در پی راه های پیچاندن!
بس که در وضع غیر انسانی ،
روز و شب کردهاند خرخوانی'
وادی عشق و عاشقی تعطیل!
همه گرم هوا نمودنِ فیل .
بوی شوم امتحان آید همی,
یار صفر مهربان آید همی
ما ز تعلیم وتعلم خسته ایم،
دل به امید تقلب بسته ایم
مابرای کسب مدرک آمدیم،
نی برای درک مطلب آمدیم !
آقا جان تمام این سالها که درس خواندیم؛
"دبیر ریاضی" به ما نگفت که حد غربت تو وقتی شیعیانت به گناه نزدیک می شوند بی نهایت است.
.
•
"دبیر شیمی" نگفت که اگر عشق و ایمان و معرفت با هم ترکیب شوند ،شرایط ظهور تو مهیا می شود…
.
•
“دبیر فیزیک” نگفت که جاذبه زمین اشک های غریبانه ی توست..نگفت که جاذبه ی زمین به همان سمتیاست که تو هستی…