هر دل که شکست به جایی راه دارد
هر اهل دلی قبله نمایی دارد
با آنکه بُود قبله ما کعبه ولی
ایوان نجف عجب صفایی دارد
بی خوابی همی خوانم به عمدا این غزل هردم
همه شب مردمان در خواب و من بیدار چون باشم
دل شکستی و شبی یک نفر از جنس خودت
خنده ای تلخ به چشمان ترت خواهد زد
همه ی هستیِ من! ، با منِ بیمار بگو
خبرِ مرگِ من آیا پَکَرَت خواهد کرد؟