من هوس ڪردم کہ مھمانت کنم یڪ بوسھا؎
[حیف سرما خوردهای ؛ فعلا بیا شلغم بخوࢪ . . !]
کجا بودی که دیشب تا سحر ، در فکر گیسویت
دلم خواب پریشان ديد و من تعبیرها کردم : )
تو عروس کسی اگر بشوی جای من در مراسمت خالیست
به مراسم من بیا حتما طعم حلوای مادرم عالیست!