ماه رمضان دیده به ما دوخته است
ماهی که چراغ رحمت افروخته است
یک شب «شب قدر» است در این ماه، ولی
جبرانِ هزار فرصت سوخته است
امشب از محراب خون، شوق سفر دارد علی
خلوتی خوش با خدا، شب تا سحر دارد علی
با خدا نجوای او «فُزْتُ و رَبِّ الکعبه» است
در شب قدری که فرصت تا سحر دارد علی...
نخلهای کوفه را یک عمر در ماتم نشاند
داغهایی کز مدینه بر جگر دارد علی
بازتاب خاطرات آشیانی سوختهست
گوشۀ چشمی که بر دیوار و در دارد علی...
لالهزار سینۀ او چون نسوزد از فراق
وقتی از داغ دل زهرا خبر دارد علی...
بینوایان عرب، صد کاسه شیر آوردهاند
تا به دست مرحمت یک جرعه بردارد علی
با نگاهی مینوازد عاشقان خسته را
با کدامین اهل دل امشب نظر دارد علی
حرفِدل ؛
اعمال سه شب قدر💔
یَا ذَا الَّذِی کَانَ قَبْلَ کُلِّ شَیْءٍ ثُمَّ خَلَقَ کُلَّ شَیْءٍ ثُمَّ یَبْقَى وَ یَفْنَى کُلُّ شَیْءٍ
اى آنکه پیش از هر چیز بوده سپس هر چیز را آفرید و او باقى است و هر چیز فانى شود
یَا ذَا الَّذِی لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ وَ یَا ذَا الَّذِی لَیْسَ فِی السَّمَاوَاتِ الْعُلَى وَ لاَ فِی الْأَرَضِینَ السُّفْلَى
اى آنکه بمانند او چیزى نیست اى آنکه در آسمانهاى بلند و نه در زمینهاى پست
وَ لاَ فَوْقَهُنَّ وَ لاَ تَحْتَهُنَّ وَ لاَ بَیْنَهُنَّ إِلَهٌ یُعْبَدُ غَیْرُهُ
و نه بالاى آنها و نه در زیر آنها و نه در میان آنها معبود به حقى که پرستش شود جز او نیست
لَکَ الْحَمْدُ حَمْداً لاَ یَقْوَى عَلَى إِحْصَائِهِ إِلاَّ أَنْتَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ صَلاَهً لاَ یَقْوَى عَلَى إِحْصَائِهَا إِلاَّ أَنْتَ
حمد مر تر است آن سپاس که جز تو کس نتواند آن را شمرد پس درود فرست بر محمد (ص) و آل محمد درودى که جز تو کس نتواند آن را شمرد
حرفِدل ؛
اعمال سه شب قدر💔
اللَّهُمَّ اجْعَلْ فِيمَا تَقْضِي وَ تُقَدِّرُ مِنَ الْأَمْرِ الْمَحْتُومِ
خدايا، جزو قضا و قدرهاى محتوم خود و جزو امور استوار كه در شب قدر فيصله مىدهى
وَ فِيمَا تَفْرُقُ مِنَ الْأَمْرِ الْحَكِيمِ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَ فِي الْقَضَاءِ الَّذِي لَا يُرَدُّ وَ لَا يُبَدَّلُ
و جزو سرنوشت حتمىات كه برگشت و تبديل در آن راه ندارد،
أَنْ تَكْتُبَنِي مِنْ حُجَّاجِ بَيْتِكَ الْحَرَامِ الْمَبْرُورِ حَجُّهُمُ الْمَشْكُورِ سَعْيُهُمُ الْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمُ الْمُكَفَّرِ عَنْهُمْ سَيِّئَاتُهُمْ
نام مرا جزو حاجيان خانهى محترمت بنويس، حاجيانى كه حجّشان نيك و كوشش و عملشان مورد سپاس و گناهانشان بخشوده و بدىهايشان پوشيده است
وَ اجْعَلْ فِيمَا تَقْضِي وَ تُقَدِّرُ أَنْ تُطِيلَ عُمُرِي وَ تُوَسِّعَ عَلَيَّ [لِي] فِي رِزْقِي
و جزو قضا و قدر خود مقرّر فرما كه عمر مرا طولانى نموده و روزى خود را بر من بگسترانى و انجام ده با من. . .
[وَ تُقَدِّرَ لِي فِي جَمِيعِ أُمُورِي مَا هُوَ خَيْرٌ لِي فِي دُنْيَايَ وَ آخِرَتِي يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ] وَ تَفْعَلَ بِي كَذَا وَ كَذَا
[و در تمام امور اعم از دنيوى و اخروى، آنچه را كه به خير من است برايم مقدّر نمايى، اى مهربانترين مهربانان.]