گفتم دیگه سریال دیدن بس کلاسات داره شروع میشه بعد به خودم اومدم دیدم هرچی سینمایی تو نکست مووی بود رو سیو کردم ببینم. فکرکنم کلا باید اپش رو حذف کنم
یکی از ویژگی های شخصیتیِ عجیب من اینه که همیشه راه سختتر رو انتخاب میکنم، تو همه چیز. حتی سادهترین چیزا، مثلا بین آسانسور و پله من پله رو انتخاب میکنم، بین زندگی آروم و بیمشغله و یک شغل پراسترس و خطرناک، دومی رو انتخاب میکنم. همیشه برای خودم چالش میتراشم، بعدش که جلوتر میرم میبینم این چه عسلی بود خوردم؟ واقعا چرا؟ انگار واسه من ارامش و یه زندگی بیدغدغه داشتن واقعا پذیرفتنی نیست. دعا کنید خداوند شفام بده. هرچه سریعتر.
فکر میکردم زندگی مثل فیلم و سریالاست، من اون شخصیت اصلیای میشم که تو زندگیش صدجور رنج و بدبختی رو گذرونده و تهش یه پایانِ خوش نصیبش میشه. چیزی که لیاقتش رو داشته، یه معجزه، یا براورده شدن یه آرزو. ولی اشتباه میکردم. زندگی اصلا شبیه فیلم نیست، ممکنه هرروز بیشتر به تعداد غمهات اضافه بشه و هیچوقت پایان خوش نبینه. اصلا چیزی به نام پایان خوب یا بد نداریم، پایانی کلا وجود نداره. تو چیزی رو از سر میگذرونی که کلی ادم دیگه قبلا گذروندن و خواهند گذروند و بعد ناگهان از جهان محو میشی، به همین سادگی.
حالا که فکرش رو میکنم حتی فیلم هم پایان خوش نداره، فقط یه قسمتی از داستان رو به ما به عنوان قسمت آخر یا سکانس آخر نشون میدن، ولی اگه ادامه داشت کلی بدبختی جدید برای نقش اصلی به وجود میومد، پس کلا هیچ خوشیِ مطلقی نداریم.