پاییز و زمستون واقعا کُشنده و اعصاب خورد کنه، با شروع سرما دیگه مثل سابق حوصله چیزی ندارم، باید چند دست لباس بپوشم و احساس خفگی بهم دست بده. برگ درختا میریزه و گلها خشک میشه حتی خیابون ها هم زشت و بی روح میشن و دیگه بیرون رفتن حال نمیده، امتحانات رو سرم آوار میشه و در بداخلاق ترین حالت ممکن قرار میگیرم. خلاصه بگم وقتی هوا سرد میشه، حس میکنم تمام بدبختیها به سمتم هجوم اوردن و امید به زندگیم کمتر از همیشه میشه.