#زن_زندگی_آزادی یعنی؛
#زن ها آنقدر #آزادی داشته باشند تا برای جلب توجه مردان ، مجبور به رقابت با هم شوند ، حتی اگر در این رقابت #زندگی خود را از دست بدهند
حسن عباسی
@hassanabbasi1374
هدایت شده از اقتصاد فرهنگی
🖋 بازار فرهنگی؛ فرهنگ بازاری (۱)
منطق #آزادی اسلامی مبتنی بر نوع دوستی، محبت و کمک بدون چشمداشت مسلمانان به یکدیگر است.
این درک و شناخت مقام معظم رهبری از اسلام را بگذارید در برابر "آزادی برای رقابت" و آزادیِ گرگها بر سر به دست آوردن دنیا.
از روز اولی که وارد دانشگاه شدم و سر کلاس اقتصاد نشستم آنقدر عبارت رقابت را شنیدم که آن را یک ارزش مطلق میپنداشتم. هر چه بازار رقابتیتر بهتر! هر چه بازاریها برای کسب سود بیشتر با هم رقابت کنند به نفع مردم است. هزار دلیل و توجیه هم برای آن آورده میشد. خیلی از آنها هم درست بود. اما هیچوقت از خودم نپرسیده بودم که آیا این رقابت برای کسب سود که به نفع مردم است به نفع خود آن فرد نیز هست؟ آیا چنین هدفی از آن بازاری یک انسان متعالی میسازد. آیا تفاوتی ندارد بین اینکه یک انسان با انگیزه الهی انصاف داشته باشد و با عدل و احسان با دیگران برخورد کند و اینکه به خاطر رسیدن به سود بیشتر و جذب مشتری بیشتری در رقابت با دیگران قیمت را پایین بیاورد؟
اگر زیربنای اقتصادمان فرهنگ باشد آنگاه قیمت پایینی که با استثمار کارگران و سرکوب دستمزدشان به دست بیاید به نفع مردم هم نیست چه برسد به نفع آن بازاری.
قطبالدین شیرازی در رابطه با کسب و کار میگوید مومن در سوقالمسلمین اینگونه است که در حد کفاف کار میکند و اگر همان اول صبح رزقش رسید حجرهاش را تعطیل میکند تا به دیگران برسد. میگوید اگر مشتری آمد که فقیر است از او سود نمیگیرد و اگر غنی باشد از او زیاده میگیرد. گویی یک نوع مالیات مردمی وجود داشته که بوسیله خود اهالی سوقالمسلمین اخذ و پرداخت میشده است.
منطق کسب رزق در اسلام عبادت است. در حقیقت این کسب رزق یک امر فرهنگی است و نمیشود همزمان که فرهنگی باشد ضدفرهنگی و ضداخلاقی هم باشد.
مقام معظم رهبری میفرمایند:
چنین منطقی به هیچ وجه اجازه نمیدهد که عدهای از انسانها به قیمت چند برابر شدن تولید ناخالص ملی زیر دست و پا له و نابود شوند؛ اما ادبیات و معارف آمریکا نشان میدهد که، قانون به نفع ترکتازی سرمایه داران و آزادی بی قید و بند آنان در تمامی تصرفات زندگی خویش است.
♨️ اقْتِصادِفَرهَنگی: 🇮🇷
💠 @h_abasifar