Eshaq AnvarEshaq-Anvar-Moje-Tofan-Zade-Ra1.mp3
زمان:
حجم:
2.9M
🔹️موج دریا زده را تنگه ساحل قفس است
ماهی تنگ نباشد دل طوفانی ما
🔹️عاقلان پا مگذارید به میخانه ی عشق.
داغ صد مهر جنون خورده به پیشانی ما
🔹️خرقه و اطلس و دیبا همگی مال شما
خرقه ای نیست برازنده ی عریانی ما
🔹️زلف ما چون خم زنجیر گره در گره است
شانه رَم میکند از فرط پریشانی ما
#همچنان_منتظر ☝️
@hatef10012
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💥دیروز اگر گذشت، رهایش کن...
💥امروز همان فرصتیست که نامش زندگیست...
#همچنان_منتظر ☝️
@hatef10012
9.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹️با دل شکسته آمده حرم امیرالمؤمنین😭😭
فریاد می زنه: یا ابالحسن یا علی(ع) ...
🔹️اصلاً خودتون ببینید ...
🔹️ان شاء الله حال دلتون خوب میشه ...
#همچنان_منتظر ☝️
@hatef10012
صلی الله علیک یا امیرالمؤمنین ادرکنا
💥خدایا
گاهی صبر ، شبیه راه رفتن در تاریکی ست
✅️ نه چراغی هست
✅️ نه نشانی از پایان
✅️ اما من یاد گرفته ام
هر وقت دنیا تنگ شد
به آسمان نگاه کنم و بگویم
تو میبینی...
✅️ همین کافیست🙏
#همچنان_منتظر☝️
@hatef10012
هدایت شده از انجمن روایتگران فجر فارس(NGO)
امام خامنه ای:
💥مردم کار و زندگیشان را بدون دغدغه انجام دهند؛ اگر تهدیدی وجود دارد، دستگاههای خنثیکنندۀ تهدید هم وجود دارد
💥مردم کارشان را بکنند، زندگیشان را بکنند، درسشان را بخوانند، کسبوکار و تجارتشان را بدون دغدغه انجام دهند. باید در کشور آرامش و اطمینان به نفس حاکم باشد.✌️
#لبیک_یا_امام
#روایتگران_فجر_فارس
https://eitaa.com/joinchat/134152374Cafcc20e580
💠بیست و نهم بهمن ماه سال ۱۳۶۵، در محلهٔ ده پیالهٔ شیراز، روزی نبود که با طلوع آفتاب، جز نویدی از روشنایی آغاز شده باشد...
لطفا در ادامه بخوانید👇👇
https://eitaa.com/hatef10012/3751
💠 بیست و نهم بهمن ماه سال ۱۳۶۵، در محلهٔ ده پیالهٔ شیراز، روزی نبود که با طلوع آفتاب، جز نویدی از روشنایی آغاز شده باشد. زنانی که شاید سالها آرزوی به دست گرفتن قلم را در دل میپروراندند، دختران جوانی که تازه الفبای زندگی را با واو و الف میآموختند، و کودکانی که در کنار مادرانشان، گرمای کلاس درس را به سردی کوچههای زمستان ترجیح داده بودند، پشت میز و نیمکتهای سادهٔ نهضت سوادآموزی گرد هم آمده بودند. کلاس بوی زندگی میداد، بوی فردایی که قرار بود با خواندن و نوشتن، قفس جهل را بشکند.
🔹️اما در میان همین نجوای آرام یادگیری، غرشی از آسمان بیرحم، خوابهای رنگین را به خاکستری مرگ تبدیل کرد. بالهای پلید جنگندههای بعثی، برای لحظهای هم که شده، بر سر این ققنوسهای کوچک امید سایه انداخت و سپس... زمین لرزید.
🔹️زیر آوار آن بمبها، نه فقط تنها، که دفترچههای مشق خیس از عشق، مدادهای شکسته و دستهای کوچکی که تازه شکل گرفتن را تجربه میکردند، مدفون شد. آنجا، در میان خشم آهن و آتش، مادرانی آرام گرفتهاند که برای سوادآموزی آمده بودند تا فرزندانشان را بهتر تربیت کنند؛ دخترانی که فردا میخواستند برای وطنشان قصههای بزرگی بنویسند؛ و کودکانی که بیگناه، در کنار مادر، نخستین و آخرین درس زندگی را تجربه کردند: درس مظلومیت.
🔹️صدای خرد شدن استخوانهای آرزو، فریادهای بیصدایی که زیر خروارها خاک ماند، و دستهای بیرمقی که بیهوده برای رهایی از زیر تَلی از سیمان و آهن به آسمان دراز شد، روایت تلخ آن روز است. آنان در محراب علم و ایمان، با مظلومانهترین شکل ممکن، به شهادت رسیدند؛ چراکه نه در میدان نبرد، که در خلوتگاه دانایی، در اوج بیپناهی، آماج کینورزی دشمنی شدند که از نور میهراسید.
🔹️یادشان جاودان باد؛ این گنجشکان بیآشیانه که بالهای سوختهشان، تا همیشه بر بام این شهر، قصهٔ مظلومیت زن و کودک این سرزمین را زمزمه خواهد کرد.
#سید_رضا_متولی
محقق و روایتگر دفاع مقدس
۲۹بهمن۱۴۰۴
@hatef10012
https://eitaa.com/arghavanihayefars