من آنقدر آدمِ بزرگواری نبودم که بتوانم توهینِ دیگران را ببخشم؛ اما با گذشتِ زمان، آنها را فراموش میکردم. برای همین، کسی که فکر میکرد از او متنفرم، وقتی میدید با لبخند به او سلام میکنم، تعجب میکرد. بعضیها این رفتار را نشانه بزرگواریِ من میدانستند و بعضیها فکر میکردند شخصیتِ ضعیفی دارم. اما حقیقت خیلی سادهتر بود؛ من حتی اسم آن آدم را هم یادم رفته بود.
-سقوط : آلبر کامو
از تفریحات سالم من اینه که میرم از انجیرای درخت حیاطمون میچینم واقعا خوشمیگذره
بیدِ خیلی مجنون
دیگه اصلا برام مهم نیست با کی میرم مسافرت فقط میخوام از این شهر مزخرف گوه دربیام بیرون
فکر کنم داره اتفاق میوفته