eitaa logo
‹حوالی‌او♡³¹³›
182 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
548 ویدیو
20 فایل
♡﷽♡ 312+1=??? او شاید #منتظر_تُــوست💔 ‌[📥تبادل‌مون…↯] @khademol_mahdi_313
مشاهده در ایتا
دانلود
♡📿 🌱 با هم رفته بودیم غوره بچینیم. مرتب از این و آن حرف میزدیم . مجید که تاب شنیدن غیبت های ما را نداشت ، جلو آمد و گفت به جای این حرف ها صلوات بفرستید یا ذکر بگید. چند دقیقه بعد دیدم که همه داشتند زیر لب صلوات میگفتن.. پ.ن: سعی کنیم دائم الذکر باشیم..✨ 🌿
🧢💙 ♡📿 🌱 ماه رمضان تمام شده بود ولی محمدحسین باز هم چند روز یکبار روزه میگرفت. یک بار با تعجب پرسیدم مگه تو چقدر روزه قضا داری که اینقدر روزه میگیری؟ گفت وقتی نمیتوانستم واسه نماز جماعت برم ، فرداش جریمه میشم و باید روزه بگیرم ... پ.ن: ماها بعض وقتا نماز واجبمون دیر میشه ، ککمون نمیگزه!!! 🌿
♡📿 🌱 برایش فرقی نمیکرد که توی جلسه کاری باشد یا در حال استراحت! وقت اذان که میشد ، فقط و فقط به فکر اقامه نماز در اول وقت بود. حتی یکبار که جمعی از خارجی ها با ایشان برنامه ی ملاقات داشتند ، همین که وقت نماز شد ، بدون اینکه عرف سیاسی را در نظر بگیرد ، به آن ها گفت الان به مدت سه دقیقه وقت نماز من است و سریع آماده ی نماز شد! 🌿
♡📿 🌱 حجاب شما سنگری است آغشته به خون من اگر آن را حفظ نکنید به خون من خیانت کرده اید. 🌿
♡📿 🌱 اگر کسی نمیدانست فکر میکرد قرار است به مجلس عروسی برود! یا با یک شخصیت بزرگ قرار دارد که اینقدر خودش را نونوار میکند. لباس های تمیز و مرتب می موشید موهایش را به دقت شانه میزد آخر سر هم با عطر و گلاب بدنش را خوشو میکرد. بعد از همه ی این کارها رو به قبله می ایستاد و تکبیر میگفت شده بود حرف همیشگی اش : میگفت میخوام به مهمونی خدا برم ، باید تمیز و نظیف به مهمونی خدا رفت 🌿
♡📿 🌱 اگر کسی نمیدانست فکر میکرد قرار است به مجلس عروسی برود! یا با یک شخصیت بزرگ قرار دارد که اینقدر خودش را نونوار میکند. لباس های تمیز و مرتب می موشید موهایش را به دقت شانه میزد آخر سر هم با عطر و گلاب بدنش را خوشو میکرد. بعد از همه ی این کارها رو به قبله می ایستاد و تکبیر میگفت شده بود حرف همیشگی اش : میگفت میخوام به مهمونی خدا برم ، باید تمیز و نظیف به مهمونی خدا رفت 🌿
♡📿 🌱 صبر را سرلوحه کار خود قرار دهید و مطمئن باشید که هرکس از این دنیا خواهد رفت و تنها کسی که باقی می ماند ، خداوند است. اگر دلتان گرفت یاد عاشورا کنید و مطمئن باشید غم شما از غم ام المصائب خانوم زینب ، کوچکتر است و حقیقتا مطمئن باشید تنها با یاد خداست که دلها آرام میگیرد 🌿
♡📿 🌱 احتیاط کن! تو ذهنت باشد که یکی دارد مرا میبیند یک آقایی دارد مرا میبیند دست از پا خطا نکنم ، مهدی فاطمه خجالت بکشد. وقتی میرود خدمت مادرش گزارش بدهد ، بگوید مادر فلانی خلاف کرده ، گناه کرده ، بد نیست؟؟ فردای قیامت جلوی حضرت زهرا چه جوابب میخواهیم بدهیم!؟ 🌿
♡📿 🌱 به پهلوی شکسته ی فاطمه سلام الله علیها قسمتان میدهم که حجاب را حجاب را حجاب را رعایت کنید. 🌿
♡📿 🌱 برای اینکه لطف و رحمت و آمرزش خدا شامل حال ما بشود باید اخلاص داشته باشیم و برای اینکه اخلاص داشته باشیم ، سرمایه میخواهد و آن اینکه از خودمان بگذریم. و برای اینکه از خودمان بگذریم ، شبانه روز دلمان و وجودمان و همه چیزمان برای خدا باشد. 🌿
♡📿 🌱 ماه رمضان تمام شده بود ولی محمدحسین باز هن چند روز یکبار روزه میگرفت. یک بار با تعجب پرسیدم مگه تو چقدر روزه قضا داری که اینقدر روزه میگیری؟ گفت وقتی نت نم واسه نماز جماعت برم ، فرداش جریمه میشم و باید روزه بگیرم ... پ.ن: ماها بعض وقتا نماز واجبمون دیر میشه ، ککمون نمیگزه!!! 🌿
♡📿 🌱 درس خواندنش کمی با بقیه فرق داشت! زمان نوشتن یادداشت هایش اگر فکرش کند میشد یا در مسئله ای میماند گوشه ی یادداشتش مینوشت : الهی و ربی من لی غیرک♥️ 😉 🌿