- فاطمھ آمدو دنیا زیبا شد !(:
- فاطمھ آمدو حیدر خوشحال شد !(:
- فاطمھ آمدو پیغمر پدر شد !(:
- خود نوشتھ .
؛
و حرمی که برنگشته دلتنگش میشوم .
و دلی که تنگ است .
و گلویی که پر از بغض است .
و چشمی که همراه با برف میبارد .
- و این بخشِ کوچکی از حرف هایِ قورت داده شدھ است .
من نمیدونم چه سری تو هیئت هست که به این صورت حالِ آدمو خوب میکنه و دلت نمیخاد بیای بیرون .
ینی چند وقته یجوری دلم مشهد میخاد
که هر لحظه منتظرم بگن وسایلاتو جمع کن بریم مشهد :)