eitaa logo
هویجوری...🇮🇷
749 دنبال‌کننده
10 عکس
13 ویدیو
1 فایل
"یا الله" ندیدم روز خوش تا رفت دامانِ دل از دستم که در غربت بوَد هر کس عزیزی در سفر دارد... قدم به دیده... راه ارتباطی فعلا: @InnerAstonished
مشاهده در ایتا
دانلود
ولی من هنوز نفهمیدم کجای اینکه بچه‌های کف خیابون مدرسه‌ای هستن مسخره کردن داره؟! چطور همون بچه مدرسه‌ای وقتی درباره جونش تصمیم میگیره و میره تو نبرد با ظالم شهید میشه براتون اسطوره حساب میشه ولی این بچه مدرسه‌ای که در برابر ظالم از منظر خودش می‌ایسته رو بخاطر سن و سالش به تمسخر می‌گیرید؟!
هویجوری...🇮🇷
ولی من هنوز نفهمیدم کجای اینکه بچه‌های کف خیابون مدرسه‌ای هستن مسخره کردن داره؟! چطور همون بچه مدرسه
طرف اومده میگه چرا مقایسه کردی و اغتشاش‌گرا رو با شهدا هم‌تراز کردی... واقعا عقل نعمت مهمیه...
خب بعد ۲۰ ساعت داخل قطار موقع پیاده شدن و خداحافظی دوید پیشم و گفت عمو دوسِت دارم و بغض کرد و دلم براش تنگ شده نمیدونم چه کنم ولم کنید...
هویجوری...🇮🇷
خب بعد ۲۰ ساعت داخل قطار موقع پیاده شدن و خداحافظی دوید پیشم و گفت عمو دوسِت دارم و بغض کرد و دلم بر
اسمش آرامه بود و ناراحت از اینکه مامان باباش میگن هنوز ۴ سالش نشده ولی این میدونه و مطمئنه که ۴ سالش شده.. از کجا مطمئنه؟! تقریبا یک ساعت و نیم توضیح داد که از کجا مطمئنه ولی بطور خلاصه بگم اون دفعه که با آرش و درسا رفته بودن مهمونی خونه خاله فاطمه اینا یه دختری اونجا بوده که ۴ سالش شده بوده ولی آرامه رفت دید که قدش از اون یه کوچولو بلندتره پس آرامه هم ۴ سالش شده دیگه بمولا دلیلش قانع‌کننده بود... بمولا برگام از استدلال...
حال اون پسر بسیجی رو دارم که رفیق صمیمیش روبروش وایساده داره سطل آشغال آتیش میزنه...
خسته‌ام مثل همان ممبری که خسته است از خستگی ادمینا...
هویجوری...🇮🇷
اسمش آرامه بود و ناراحت از اینکه مامان باباش میگن هنوز ۴ سالش نشده ولی این میدونه و مطمئنه که ۴ سالش
آرامه به همراه خانواده و فک و فامیل اومده بودن و سه تا کوپه دستشون بود و منم این وسط افتادم اولم میخواستم جابجا بشم که راحت باشن اما خودشون گفتن که اگه میشه بمونم چون معلوم نیست کی بیاد و به هرکسی نمیشه اعتماد کرد(یه نکته‌ای هست که تو جامعه هرچقدم از بچه انقلابیا بدشون بیاد بازم بیشترین اعتمادو بهشون دارن... مثلا برای هم‌اتاقی شدن تو خوابگاه هم با اینکه با اعتقادات ما نمیسازن ولی میبینن وسایلشون کنار ما در امانه و هزارتا مثال دیگه)
وسطا بحث رفت سمت قضایای این روزا... خانوادهٔ آرامه حجاب درست نداشتن و میشه گفت بی‌حجاب بودن، خیلی هم شاکی از اتفاقات اخیر صرفا یه مدت کمی باهاشون درباره حجاب و قضایای اخیر تونستم بحث کنم و از بعد اون یه ذره هم شال عقب نرفت و از آخرین جملات بحث از سمت اونا این بود که: «آره خب قانون کشوره ولی این برخوردا باید اصلاح بشه چون که خارجیا استفاده میکنن به ایران ضربه میزنن اونا که دلسوز ما نیستن...» :)) بمولا آدمی که نخواد قبول کنه خیلی کمه وقت نذاشتیم آروم صحبت کنیم استدلال بیاریم...
یه روزی یه nmt با یه mtn ازدواج میکنن بچشون میشه nmd...
جدی ایتا به کاربرای جدید کد نمیده... دیر اومدی غذا تموم شد😂😂
قبلا خبر زلزله هرمزگان میومد قبل اینکه اصلا زلزله رو حس کنم و بفهمم مامانم با صدای لرزون زنگ میزد که چی شده... انقد هرمزگان زلزله اومده زیر ۶ ریشتر مامانم کلا خبری نمیگیره دیگه اینجا کلا رفته رو ویبره
حاجی جدی جدی ۱۰ روز پیش این ساعتا کربلا بودیما... الان کجاییم... چقد خوشبخت بودیم...