عواطف ِمیان ِعلى"؏" و زهرا"س" از آن عواطف ِ
تاریخى ِجهان است . .
گاهى على"؏" در تاریکی ، کنار ِقبرستان میرفت
از دور مى ایستاد با زهراى محبوبش سخن مى
گفت ؛ سلام مى کرد ، گله مى کرد و خودش از
زبان ِزهرا جواب مى داد !
- ما لى وقفت على القبور مسلِّما قبر الحبیبِ ولم
یردَّ جوابى ؟
- چرا من ایستاده ام به قبر ِحبیبم سلام مى کنم
و او به من جواب نمى دهد ؟
- حبیبُ مالک لا تردُّ جوابَنا ؟
اى دوست ، چرا جواب ِما را نمى دهى؟
- انسَیتَ بعدى خُلَّةَ الاحبابِ ؟
آیاچون از پیش ِما رفتی دوستى را فراموش کرده
ای ؟! .. دیگر ما در دل ِتو جایى نداریم ؟! (:
حَیـّان
به یک خیابان منتهی به حرم نیازمندیم .
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- ايندفه ڪربلا بیام ، برنمیگردم (:
هدایت شده از تینآࢪ¹²⁸ 🇵🇸
محمد ابراهیمی اصلenc_16818665191002682837008.mp3
زمان:
حجم:
4.1M
حتی اگه تب کردم ایندفعه برات،
برام نمیر...
تو هم منو گردن نگیر...
حَیـّان
حتی اگه تب کردم ایندفعه برات، برام نمیر... تو هم منو گردن نگیر...
- لطفاً منو به گریه هات به نبودنت عادت نده
دیگه بهم فرصت نده ، دیگه بهم فرصت نده !
- این دفعه اشکاتو درآوردم اگه ، مهلت نده (:
دیگه بهم فرصت نده ، دیگه بهم فرصت نده !
- حتی اگه تب کردم این دفعه برات ، برام نمیر
تو هم منو گردن نگیر ، تو هم منو گردن نگیر !
- همه پسم زدن تو هم دستمو پس بزن ، نگیر
تو هم منو گردن نگیر ، تو هم منو گردن نگیر !