eitaa logo
کلمه‌گراف|مهدیه‌حیاتی👩🏻‍💻✍🏻
141 دنبال‌کننده
68 عکس
15 ویدیو
7 فایل
✍🏻نویسنده| راوی اتفاقات روزمره و 🎥👩🏻‍💻گرافیست| مشغول با نرم افزارهای گرافیکی و ادیت 🌿 @Hayati_r
مشاهده در ایتا
دانلود
کلمه‌گراف|مهدیه‌حیاتی👩🏻‍💻✍🏻
ترامپ گفته بود:« پل هاتونو تخریب می‌کنم😕» اما خب ما اونجا بودیم و امروز خبری نبود😌
روزنوشت سی و نهم و ان‌شاءالله آخرین روز جنگ! بعد‌ازظهر اعلام می‌کنند که جمع‌شوید تا حلقه‌ی انسانی تشکیل دهیم، پرچم به دست و با إرق و نشان میهن‌دوستی. آفتاب، با تمام وجودش بر سرمان می‌تابد. همه عینک‌آفتابی برچشم و پرچم در دست داریم. زمان برنامه طولانی نیست اما بُعد رسانه‌ای اش در جهان مخابره‌ی فراوانی دارد. نزدیک چهل روز است که به هم نزدیکتریم؛خواهرتر و برادرتر. وحدت و یکپارچگی‌مان را هربار یک‌جور فریاد می‌زنیم. یک‌بار در تجمع ها، یک‌بار کاروان‌خودرویی و برنامه‌های مختلف دیگر. نیمه‌شب خبر آتش‌بس منتشر می‌شود. اکنون که می‌نویسم این خبر تازه است؛ انگار سایه‌ی شوم جنگ از سرمان برداشته شده. خدا را شاکریم و ایران عزیزمان را بیشتر از همیشه دوست داریم. ✍🏻مهدیه حیاتی 🗓 سه‌شنبه ۱۸ فروردین ۱۴۰۵ 🖇 / روز سی و نهم جنگ 📝| @hayati_text
دیر خوابیدم؛ تازه چشمانم گرم شده. حوالی ساعت ۵ صبح صدای انفجار می‌شنوم. گفته بودند آتش بس؟! پس این سروصداها چه می‌گوید؟ به پدافند دلگرم هستم و می‌گویم:«ان‌شاالله که اتفاقی نمی‌افتد» و پتو را روی سرم می‌کشم. ساعت ۲ و نیم بعد ازظهر در مسجد جمع می‌شویم و شعارنویسی مرتبط با این روزها را انجام می‌دهیم. کمی بی‌دقتی می‌‌کنم و شعارها را بالا و پایین می‌نویسم. به مینی‌مال نویسی عادت دارم، فاطمه هی میزند توی سرش و می‌گوید:« مهدیه! درشت‌تر بنویس» ناظر کیفی کارهایم است! امروز خیلی حرصش دادم، امیدوارم مرا ببخشد. تا یک ساعت بعد از نماز مغرب و عشا مسجد هستیم و کارهای مربوط به موکب چهلم امام شهید را هم پیش می‌بریم. به خانه می‌رسم، استراحت کوتاهی می‌کنم و مثل شب های گذشته آماده‌ی رفتن به تجمع می‌شوم. خیابان و تجمع نباید قضا شود. مصاحبه‌های مردمی می‌گیریم و حال و هوای حضور آنان را به تصویر می‌کشیم. فرقی نمی‌کند جنگ چند روز و چند شب به درازا بکشد، ما هر شب در خیابانیم. مباد که صحنه را خالی کنیم. ✍🏻مهدیه حیاتی 🗓 چهارشنبه ۱۹ فروردین ۱۴۰۵ 🖇 / روز چهلم جنگ 📝| @hayati_text
هدایت شده از سعدیجات🫰
محبوب من اگر تو از قوم دشمن بودی و من پیروز معرکه تو را به غنیمت میگرفتم به دستانت سلاح می دادم تا برای همیشه جهان بداند که : در عشق حتی پادشاهان خلع سلاحند سعدی نوشت https://eitaa.com/saadijat
از ماه رمضان به بعد، ساعت خوابم تغییر نکرده؛ تا وقت سحر بیدار می‌مانم و بعد می‌خوابم. سالهاست که عاشق شبم. شب، سکوت و تمرکز بیشتری به ارمغان می‌آورد. نیمه‌شب که ‌می‌شود، رؤیاهای دوست‌داشتنی ام، در خیالم قدم می‌زنند؛ با خاطری آسوده و با آزادی تمام. صبح‌ها خودم را مشغول می‌کنم؛ ظهرها همینطور؛ عصرها نمیدانم چطور می‌گذرد و شب ها... ✍🏻مهدیه حیاتی 🗓 پنج‌شنبه ۲۰ فروردین ۱۴۰۵ 🖇 / روز چهل و یکم جنگ 📝| @hayati_text
خیابان قضا شد! با ناراحتی می‌نویسم که امروز هیچ‌جا نبودم. همه‌اش کنج اتاقم نشسته بودم و چند ساعتی با لبتاب و نرم افزارهایش کار می‌کردم. کمی بیشتر که فکر می‌کنم می‌بینم همچین هم بد نبوده؛ تسلطم بر نرم‌افزار ها که بیشتر شود، سطح تولیدمحتوایم را هم بالاتر می‌برم. گاهی از آدم‌ها خسته می‌شوم. باطری اجتماعی بودنم تمام می‌شود. با خودم خلوت می‌کنم و ساعت ها فکر می‌کنم. نصف ایده هایی که به سرم میزند، ماحصل تنهایی هایم است. امشب باید به خیابان می‌رفتم و عکس و فیلم می‌گرفتم. ساعت یازده و نیم شب، کتاب میخوانم تا چشمانم خسته شود و خوابم ببرد. ساعت یک شب، روزنوشتم را در کانال می‌گذارم‌. به این نتیجه می‌رسم که چقدر پراکنده گویی کردم. امشب تمرکز ندارم. از خوانندگان می‌خواهم مرا ببخشند که این‌بار متن بی سروته خواندند ✍🏻مهدیه حیاتی 🗓 جمعه ۲۱ فروردین ۱۴۰۵ 🖇 / روز چهل و دوم جنگ 📝| @hayati_text